f
fatemeh ۱۱ سال پیش
پیام

می شود کمی حواست را جمع کنی؟ جمع کنی به همین چیز های معمولی... مثلاً به شعری که زیر لب می خوانم ؛ به عکس های قدیمی مان که گاهی دقیقه ها نگاهشان می کنم ؛ به آهنگی که صدایش را کمی بلند می کنم و بار ها و بار ها گوش می دهم...می شود کمی حواست را بدهی به روزنامه ای که بی هدف ورق می خورد؟ یا شبکه های تلویزیونی ای که بی دلیل بالا و پایین می شوند ؛ یا ضبط صوت کهنه که بار ها پیچ و مهره هایش باز می شود به هوای تعمیر ؟ می شود کمی گوش کنی به... چرا خسته به نظر می رسی؟ چشمانت گود افتاده اند. امروز چه خبر بود؟! یا بشنوی دعایی که هر شب برایت خوانده می شود و ببینی نگاهی که گاهی بی هوا همه جا به دنبالت می دود. در اتاق... در آشپز خانه... موقع آب دادن گل ها... حواست را جمع کنی تا ببینی چشمانی را که زل می زند به انعکاس تصویرت وقت تمیز کردن آینه...؟! کمی حواست را به من می دهی؟ تا با همین نشانه های معمولی به یاد بیاوری که چقدر دوستت دارد...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.