خ
خدایاااااااااا ۱۱ سال پیش
پیام

چقد حسه بديه عشقت حالش بد باشه نتوني كاري كني...چقد زن بودن گاهي سخته..زن كه باشي وقتي كه ببيني مردت داره تو سختيا دس و پا ميزنه و كاري از دست بر نمياد از زن بودنت بدت مياد...ازينكه مردت داره زير مشكلات له ميشه ولي باز محكم وايسه و از درد دم نزنه...ازينكه غرورش اجازه نده خم به ابرو بياره...ازينكه دوستاش در حال گردش و تفريح باشن مرد تو يه گوشه دو دوتا چهارتا ميكنه...ازينكه حوصله هيچ چيزيو نداشته باشه...ازينكه حال و روزش خوش نيست وقتي ازش بپرسي چرا اينطوريي يه روز سردرد يه روز معده درد يه روز بيخوابيو..بهونه كنه...ازينكه وقتي سرش رو پاهاته تاراي سفيد رو موهاي مرد 26سالتو ببيني...ازينكه خيليا پشت مردتو خالي كردن و تنهاش گذاشتن...ازينكه تا مردت يكم اوعضاش روبه راه ميشه زمينش ميزنن...ازينكه يه دنيا غم تو دلش باشه و پيشه تو لبخند از رو لبش تكون نخوره كارش خندوندنت باشه... ازينكه از عابر بانكش خبر داشته باشي ولي وقتي ميبرتت بيرون واست لباس انتخاب كنه بگه تو فكر پولش نباش...ازينكه واسه تو بيشتر از خودش خريد كنه...ازينكه غيرتش نميذاره تو بري سركار...ازينكه درد و دلاش با سانسور باشه كه تو ناراحت نشي تا غرور مردونش پيشت نشكنه... ازينكه وقتي هشتش گرو نهشه غرورش اجازه نميده يه قرون از كسي حتي قرض بگيره...ازينكه انقد تو دار باشه كه خيلي چيزا هم نفهمي...ازينكه دربه در دنبال پول حلال باشه...ازينكه وَ وَ وَ..... ازينكه تو تمام اينارو بدونيو مردت دم نزنه...ازينكه بدونيو نتوني حرفي بزني كه غرورش نشكنه...ازينكه نتوني ازش بخاي ازين دردودلاش بگه...ازينكه كاري از دست بر نياد...ازينكه نتوني بگي دلم ميخاد بريم سر خونه زندگيه خودمون كه مردت ناراحت نشه تو فكر نره... ازينكه از خواستهات چيزي نگي تا مردت فكرش مشغول نشه تا سختي نكشه...و آخرازينكه كاري از دست بر نياد تا كمكش كني و انقد بريزي تو خودت بشه واست يه غده و بهونه بياري و با بحثاي بيخود مردتو اذيت كني اون به جاي اينكه سرت داد بزنه تا خالي شه هيچي نگه جز اينكه من هيچي نميگم تو هرچي دوس داري بگو تا آروم شي...اونوقت آتيش ميگيري كه توام يه درد شدي واسه مردت...مرد من منو ببخش ...خدايا شكرت...خداياااااااينا اعتراض نيست فقط ازينكه نميتونم اونجور كه بايد به مردم كمك كنم آتيش ميگيرم فقط همين من هيچ چيز جز مَردَم و آرامشش نميخام...خدايا بازم صدهزار مرتبه شكرت...خدايا ناشكري نيست ولي طاقت ديدن يه لحظه ناراحتيه عشقمو ندارم خدايا منو از زمين بردار تا اينطور نبينمش...خدايا تو كه خوب ميدوني تنها كسي كه منو مهدي داريم فقط تويي پس تنهامون نذار تو دستمونو بگير...نذار از زن بودن و ضعيف بودنم بدم بياد...خدايا به اين آيت ايمان دارم (كل في فلك :همه چيز در گردش است) كه معجزتو تو همين آيه هم چه از اول و چه از آخر بخوني همونه...پس خدايا بچرخون...خدايا واسمون معجزه كن... عشق من محمدمهدي ام منو ببخش...خداياااااااااااا بازم شكر...
يا حق.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.