ع
علی ۷۰/۱۱ ۱۱ سال پیش
پیام

دی شیخ با چراغ همی گشت دور شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
حال و روز امروز ماست خدایی، دیگه حتی از شهر و آدماش خسته شدم...
-------------------------------------------
اول اون بنده خدایی که اسمش سهیل+ا ست:
اولا اینکه پستاتون رو خوندم، نفهمیدم دخترین یا پسر، ولی ادبیاتتون به دخترا میخونه، به هر حال
دوما بچه ها اینجا منو میشناسن، لات پاتوق منم؛ بار دیگه آبجیا و داداشای منو با قمه تهدید کردی با تبرم میام سراغت، آییییییییی نفس کش بیا سر چاله میدون کارت دارم، آییییییییی نفس کش
خوش اومدی در هر صورت
-----------------------------------------------
کامی خوشگله(خخخخ)
داش کامران خوشحالم ناراحت نشدی، البته حرف حق بود دیه، ناراحتی نداشت ^_^
ولی داوش سیگار رو رد نکن فدات شم، خطرناکه ^_^
منم سال دیگه این موقع باس برم خدمت. اون موقع میتونی تلافی کنی!
-----------------------------------------------
سعید جان دادا
حالت چطوریاس؟
خوبی خودت؟
داوش این حامد پیداش نیست کم کم دارم عصبانی میشم از دستش، یه خبری چیزی؟
بهش برسون حرف منو!
----------------------------------------------
آبجی دریا، آجی ریزه پستای ما رو لایک نمیکنیا!!!
حواست باشه!:)
---------------------------------------------
راستی بچه ها، یکی از بین شما به اون خط یکی مونده به آخر توجه کرد چیزای خوبی گیرش اومد! بقیه هم توجه کنن0_o
ali11.70
یا علی مدد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.