ا
اول شخص غایب ۱۱ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
یکی دیگه از لذتایی که زنده به گور شد:
اینکه بچم صدام کنه"مامان"
بهش یاد بدم بگه"بابا"
با پشت قاشق صدای دندونی که تازه درآورده رو بشنوم و غرق بوسش کن�
ته اتاق وایسم و واسه تاتی تاتی کردنش ذوق کن�
شبا دمر بخوابونمش رو شکمم براش قصه بگم و به چشماش که شبیه چشمای باباشه نگا کن�
اگه دختر بود جورابش رو با گل سرش سِت کنم اگه پسر بود با کلاهش
بفرستمش کلاسای جور واجور
برم مدرسش
از بزرگ شدنش حظ کن�
بهش افتخار کن�
اصا همین که"مادر"باشم. . . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.