سلا�
بعضی وقتا دلم میخواد یه دستگاه داشتم که باهاش میشد زمان رو برگردوند
برگردونی عقب، از بودن با عزیزانت نهایت استفاده رو بکنی، اشتباهاتت رو جبران کنی یا کارهایی رو که باید انجام میدادی و ندادی رو برسی و و و...
------------------------------------------------------------
آبجی غزاله، مرسی که برام نوشتی، راضیم به رضای خدا، ولی بدون روزا سخت میگذره...
آبجی R____M گفتی بگو دلت سبک بشه، آبجی مرضیه، شمام تو همین مایه ها
حکایت من حکایت همون حرفیه که اگه بگی زبونت میسوزه و اگه نگی مغز استخونت
گفتن نداره، مهم اینه که الان اینجام و خدا رو شکر خوب�
آبجی ماءده گلم، اون قضیه رو منتظرم بشنوم و دعا میکنم که به نفعت تموم شه...
و دست بقیه ی بچه هایی واسم نوشتن درد نکنه، دیگه یادم نمیاد کی بود
داش لومینوس سالاری،ببخشید که حالت بد شد با پستم، یه وقتایی که دل بگیره زیاد به چیزی که مینویسی فکر نمیکنی، فقط میخوای بنویسی
راستی یه داش بهمون اضافه شده به اسم میلاد
از صاف و صادق بودنت خوشم اومد پسر، خوش اومدی
اما اما اما حامد ^_^
خوشحالم برات، فقط همین
ان شاالله همیشه خوشحال باشین با هم داش
خدایااااا همه ی عاشقا رو به هم برسون؛ آمین
دریاچه ی من، آبجی کوچولوم، هر تصمیمی بگیری من پشتتم و ازت حمایت میکنم؛ رسم برادر خواهری همینه دیگه، نه؟
و در ضمن آبجی مژگان تازه وارد، اولا خوش اومدی، دوما من شله زرد اونم نذری خعععععلیییی دوست دارم، شمام که شمالی آبجی گلم، آدرس بدی میام نذری خودمو میگیرم و میرم ^_^
یا علی مدد