*از شما چه پنهون*
یکی از مواردی که به دنبال هم کردن دور حیاط و انداختن من توی حوض ختم میشد وقتی بود که. . . .
ماشین اصلاحو میداد دستم و میگفت:سحر این آرایشگره پشت موهامو خوب مرتب نکرده خطشو صاف میکنی برام؟
من با کمال میل قبول میکردم ولی یه دفعه هوس میکردم ببینم اگه کچل شه قیافش چه شکلی میشه؟؟!!
ماشینو میذاشتم وسط موهاش و. . . .
دیگه گفتن نداره چی میشد!