ا
اول شخص غایب ۱۱ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
[فروردین90]
اون-کربلا-:الو. . . .صدام میاد؟؟
من-تهران-:آره. . . .میاد!
اون:چرا حرف نمیزنی؟
من:دارم به هیاهویی که تو حرمه گوش میکنم. . . .دلم اونجاس!
اون:میدونم. . . .خوبی سحرم؟؟مامان میگفت تب کردی؟آره؟
من:اوهوم چیزی نیست.تو خوبی؟
اون:نباید میذاشتی تنهایی بیام سحر. . . .من که میدونم چرا تب کردی. . . .
من:این چه حرفیه شهاب؟من کی باشم دعوت امام حسین رو پس بزنم؟؟
اون:یه بارم بعد کنکورت با هم میایم خب؟؟
من:بگو ایشالا شهاب. . . .
اون:ایشالا!پس فردا برمیگردم عزیزم. . . .مراقب خودت باش. . . .
من:چشم.سلام منو برسون. . . .خداحافظ!
........................................................................................................
خدایا میگن کاری که انشاءالله توش نباشه نمیشه. . . .
منکه گفتم. . . .شهاب که گفت. . . .
پس چرا نشد؟؟؟
چرا نخواستی؟؟؟
چرا کمتر از دو هفته بعد از این تلفن واسه همیشه ازم گرفتیش؟؟هوم؟؟
من که تسلیمتم اما. . . .
"أعطنی صبراً. . . .صبراً جمیلاً. . . ."

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.