ا
اول شخص غایب ۱۱ سال پیش
پیام

*ازشماچه پنهون*
میگن بی احساسم که از وقتی رفتی پا تو اون خونه....تو اون اتاق....نذاشتم....
حتی اجازه ندادم یدونه از مراسما رو خونه خودمون بگیرن....
به هیچی دست نزدم....
به تخت نامرتبمون....
به ظرف آشغال تخمه ی توی هال که شب آخر با هم پرش کردیم...
به تیشرت و شلوار تو خونه ایت که طبق عادتت پشت و رو وسط اتاق بود....
به لیوان نشُسته ی چاییت روی اوپن....
به لباسهات که اتو شده تو کمد بود....
به هیچی....
میگن بی احساسم که سراغی ازتو و اون خونه نمیگیرم اما....
اما تو بفهم!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.