ا
اول شخص غایب ۱۱ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
یه زمانی عاشق فال قهوه بودم!
عصر روزای تعطیل....من....اون....تلویزیون mute....
-شهاب قهوه میریزی فال بگیریم؟؟
+تو زن خونه ای من قهوه بریزم؟؟؟؟
_باز شروع کردی؟؟؟
+د ضعیفه مگه دروغ میگم؟؟پ زن گرفتم چیکاااار؟؟؟
_شهاااااااااااااب!
+بله بله اطاعت امر!جون مادرت چشاتو اونجوری نکن....قهوه ترک میل دارید یا اسپرسو یا فوری یا....
_مگه کافیشاپه؟؟؟فقط ترک داریم.تو کابینت بالایی....شکر کم بریزیا
+بععععععععله چشم!امر دیگه؟؟؟
_اول باید فال منو بگیریااااااا
+ببین باز بهت خندیدما!مثه همیشه ده بیس سی چل میکنیم دیگه
_نخواستم اصا.بیا بشین من قهوه نمیخور�
+نه نه غلط کردم....روز تعطیله قهر کنی من حوصلم سر میره!
_آفرین پسر خوب اشپزخونه رو کثیف نکنیا.
+چشم. . . .
از شما چه پنهون نزدیک چهار ساله خودم قهوه دم نکردم!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.