*از شما چه پنهون*
یه زمانی عاشق فال قهوه بودم!
عصر روزای تعطیل....من....اون....تلویزیون mute....
-شهاب قهوه میریزی فال بگیریم؟؟
+تو زن خونه ای من قهوه بریزم؟؟؟؟
_باز شروع کردی؟؟؟
+د ضعیفه مگه دروغ میگم؟؟پ زن گرفتم چیکاااار؟؟؟
_شهاااااااااااااب!
+بله بله اطاعت امر!جون مادرت چشاتو اونجوری نکن....قهوه ترک میل دارید یا اسپرسو یا فوری یا....
_مگه کافیشاپه؟؟؟فقط ترک داریم.تو کابینت بالایی....شکر کم بریزیا
+بععععععععله چشم!امر دیگه؟؟؟
_اول باید فال منو بگیریااااااا
+ببین باز بهت خندیدما!مثه همیشه ده بیس سی چل میکنیم دیگه
_نخواستم اصا.بیا بشین من قهوه نمیخور�
+نه نه غلط کردم....روز تعطیله قهر کنی من حوصلم سر میره!
_آفرین پسر خوب اشپزخونه رو کثیف نکنیا.
+چشم. . . .
از شما چه پنهون نزدیک چهار ساله خودم قهوه دم نکردم!