سلام آبجیاااو داداشیای تنهایی فک کنم تو این چن وقتی که نبودم اصلا یادتون رفته بود منوهااااااا!!!!! خیلی دلم تنگ شده بود واسه همتون*-* شرمنده که نتونستم ادامه پستمو بزارم بدجور کارام پیچیده بود توهم از ادامه زندگیمم اینو بگم واقعیتش زمانی که از بیمارستان اومدم چیزی یادم نیست چون بیهوش بودم و هی از مهدی میپرسم که چی شد و چن روز بیهوش بودم وچطوری اومدش و چه حرفایی زدیم اونم چون حاله خوبی نداشته چیزه زیادی یادش نیس ولی خوب یه چیزایی رو که یادمونرو میزارم و میرم سراغ بقیش (ایشالله ادامشو با خوده مهدی میزارم )
----------------------------------------
ازآجی گلم alone for ever تشکر میکنم که به یادم بودی آجی جونم قول میدم زود ادامشو بزار�
-----------------------------------------
آجیا و داداشیا دعاهامون برای مرتضی گرفت معجزه شد مرتضی موند ...آره موندش تو قلب تک تکمون و خاطرمون... مگه این معجزه نیست...
از فوتش خیلی ناراحت شدم دیگه کیه که واسه دلمون بخونه ???