√ آش خور... ۱۱ سال پیش
پیام

انگار دست به دست شدن را دوست داری!!
ولی
یک روز یا یک شب
دلت تمام گذشته را مرور خواهد کرد
تمام لحظه هایی که خیال میکردی خوش است.
تمام روزهایی که هرکدام با یک نفر سر شده است.
تمام حماقت هایت که اسمشان را ریسک گذاشته بودی.
تمام هرزگی هایی که اسمش را روشنفکری گذاشته بودی.
آنجاست که دلت آرام تیر خواهد کشید.
جوری که قطره ای اشک گونه ات را خیس خواهد کرد..
آنجاست که من
باز برایت دعا خواهم کرد..
.
راستی؟
هنوز هم به آنها که آدم هستند
با تمسخر نگاه میکنی؟
هنوز هم دهاتی خطابشان میکنی؟
هنوز هم برایشان تور پهن میکنی؟
هنوز هم...
بیخیال
حق نگهدارت

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.