√ آش خور...! ヅ ۱۱ سال پیش
پیام

من
ه�
یک
زمانی
بسیار
مهربان
بودم...
با مردمان روزگار�
اما
تو دیر رسیدی به من
زمانی که دیگر دل و دماغ عاشقی نداشت�
بی اعتماد به همه و قول هایشان
حال شده ا�
تنهای تنها
در خلوتی زیبا
با غروری که باز تلاش میکند
برای ساختن من
یک من جدید
از جنس بت!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.