√ آش خور...! ヅ ۱۱ سال پیش
پیام

دلم بدجور برایت تنگ شده است...
شاید خودت هم حال مرا داشته باشی!
ولی چه کنم که نمیشود کنارت باش�
اینبار من و تقدیر و فاصله ها
بی تقصیریم..
آسمان تورا از من گرفته!
با این ابرهای خشمگینش...
وقتی هوا می بارد روز برای همه دو نفره
و برای من یک نفره میشود!
چراکه همراهم محو میشود!
.
آری دلم برای سایه ی این تن ناسازگار
تنگ است!
میترسم خیس شود
زیر بغض آسمان...
ولی خوشحال�
که با اولین طلوع خورشید
باز به هم خواهیم رسید

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.