غم انگیزترین روز زندگیم بود
بدترین صحنه ای که تا به حال دید�
اون روز و میگ�
مجبور بودم از پشت شیشه نگاش کنم و رفتنش و ببین�
اما حق نداشتم خودمو نشون بد�
اون روز با خودم قرار گذاشتم اونقدر دوست داشته باشم که ندیدنت عذابم نده
من هنوز پا بر جام تو علاق�
رو قول�
این گوشه از شهر امنهمن سعی کردم نمیر�
اینقد نمیرم که آخراین گوشه پهلو بگیرم