l
love ۱۲ سال پیش
پیام

سال پیش همین موقع ها دست تو دست هم کل خیابونارو زیر پا گذاشتیم...
ویترین تک تک مغازه هارو دیدیم... گفتیم... خندیدیم...
واسه هم لباس پسندیدیم... باهم ست شدیم...
تو اوج بودیم... نه از کسی ترسی داشتیم نه چیزی برامون مهم بود جز کنار هم بودن...
باهم به استقبال بهار رفتیم... بهاری که مارو کنار هم نخواست...
حالا من بی تو... انگیزه ای برای سال جدید ندارم... برای بهار جدید... واسه بهاری که تورو ازم گرفت... امسال هم همون لباسایی رو میپوشم که تو پسندیدی...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.