خ
خانومی! ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودم یه جوجه اردک داشتم ملوس و لوس و بامزه یهروز داییم اینا اومدن خونمون بعدجوجوم جلو در داشت آب میخورد داییم زرتی لنگشو گذاشت روش وپکیدن جوجه و پکیدن خونه از شدت جیغ ماورا بنفش منم از یک طرف تمام روزو گریه کردم دایمم هر نازمو میکشید اما من از اونجا که انتقام تلخ رو به 3تا جوجه اردک دیگه ترجیح دادم و یه نقشه پلید و وحشتناک کشیدم و نیمه های شب وقتی همه خواب بودن قیچی که زیر بالشتم قایم کرده بودم رو برداشتم سیبیل های چنگیزی که داییم همیشه پزشو میداد رو قلع و قمع کردم . البته بماند که فرداش ما لو رفتیم ومارو با آلت قتاله دستگیر و به زیرزمین تحویل دادن...واونجا بود که من دوست شدن با سوسکارو یاد گرفتم :)))))

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.