فانتزیم اینه که یه موتور داشته باشم(نخند خب ارزوم اینه موتور داشته باشم) بعد برم دنبال مخاطب خاصم که از قضا اونم از سر سفره عقد بلند شه اره جون�
قرارمون یادت نره
قرارمون ساعت عشخ کنار دلشوره زدن
خلاصه تو حس باشیم و یه کامیون بپیچه جلومون و من با یه حرکت چرخشی کامیون رو رد کنم(چون دخملم نمیزارم عشخم بمیره) و بعد هر دو ازموتور پیاده شیم و ...
نه پیاده نمیشیم مستقیم میریم افق :)))))
خو چیکار کنم دخترم نمیزارن موتور سواری کنم