د
جوک

اعتراف میکنم من همون بچه سمجی بودم که یک ربع به پای معلم می افتادم
تا از تجربیات و آموزه های خود درباره زندگیش به ما بگه معلمم که میدید من ول کن نبودم یک ربع هم شده بود حرف میزد تا دهن منو ببنده بعد که میخواست درس بده میدید هی یک ربع من به پاش افتادم یک ربع خودش حرف زد پنج دقیقه از زمان کلاس بیشتر نمونده
از همین تریبون اعلام میکنم با این کارم از نظر هم کلاسی هام یه بچه مثبت بودم ولی تنها هدفم این بود حداقل یه زنگ از کلاس رو بگیرم
تریبون ۲: خانم معلم معلم وقتی هربار متوجه شدی ۵ دقیقه بیشتر نمونده هر چی فحش دادی عمته

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.