یکی از فانتزیام اینه که یه صبح آفتابی از تختخواب بلند شم برم ببینم ننه ام 20 جور غذا واس صبحونه درست کرده باشه بعد من فقط یه ذره کوچولو ازشون بخورم بعد خیابون جون یه دخترو نجات بدم بعد اون عاشقم بشه
ولی من بهش توجه نکنم بعد یه ساک پر پول پیدا کنم همه پولای تو ساکو بدم به یه کسی که که بتونه نسل همه دختر هایی که چال لپ دارنو منقرض بکنه بعد موقع وارد شدن به سایت فورجوک و بعد از ارسال این مطلب متوجه بشم که گالری طنز فورجوک آبدیت شده
ناگهان از خواب بپرم و چهره ای ناراحت بعنوان صبحانه نون بیات بخور�