چند وخ پیش جاتون خالی مسابقه رفتیم یزد
تو سالن غذاخوری حوصله امون بسر رفت ما هم بر داشتیم ته ایوان یبار مصرفا نمک ریختیم (حالا هر کی یکم شیمی سرش باشه می دونی ترکیب نوشابه با نمک چ چیز قشنگی میشه) حالا این بنده خدا ها خسته از سفر رسیده بعذشم کنفراس داشتن با یکم حالو هواشونو با فواره ی نوشابه روی لباساشآن عوض کردیم
ولی برای اولین بار یکم وجدانم ب درد اومد گناه داشتن بیچاره ها