#فانتزی من اینه

ک
کرکس تنها ۹ سال پیش
جوک

فانتزیم اینه
در حالی که دارم کنسرت همایون فرد را تو لندن گوش می کنم (منو یه چتر / هوای چه عاشقانس/ به به / اردیبهشتو / گوجه سبز / منو / بی تو / خیال نیست / ولی بریده نفسمو / هوس چاقاله بادوم / به به / منو / ساحل / منو / اردیبهشتو / چاقاله بادوم بی تو / هه هه هه / یارانم خیلی وقته / هم قطع شده )
من در حالی که دارم به کنسرت گوش میدم یه خارجی که بغل دستم ایستاده بگه : شما ایرانی هستی. مای ایران. منم بگم : یس بله هستم ایرانی. اون شما اینجا چکار کرد: من در حالی که گوشی آیفونمو در می یارم میگم من هستم توریست. (خودم هم نمی دونم ربطش به درآوردن گوشی آیفون چیه) اونم : توریست. بله. اون چرا اومدی اینجا. من دارم کنسرت گوش میدم. اون: آخه اینجا کسی نیست اونم که می بینی جکسونه داره شعر میخونه و میگه یه روز خواننده بزرگی میشه. ولی پدرش اونو از خونه طرد کرده گفته چه دلیلی داره پسر تو سن ۳۴ سالگی تو خونه بمونه.
من یعنی این همایون فر نیست.
اون: کی نه اون جکسونه.
من در حالی به بلیطم نگاه می کنم می بینم نه خیابون اشتباهی اومدم.
تو دو کوچه اونطرف تر طرفداران موسیقی اصیل ایرانی داره برگذار میشه.
(منو پرایدم / تو جاده های عاشقی / خسته / ولی پر از هیاهو / داریم میریم به سمت / تعطیلات تابستونی / هه هه / آبگوشتو بار بذار / هوا چه سه نفرس / هه هه هه / اصلا گران نیس / گوجه سبزو / یه بسته چیپس چی توز / ههه ههه )

ع
عشقم محمد ۹ سال پیش
جوک

****عشقم محمدم****
یکی از فانتزی هام اینه که روز تولد شوهرم که از سرکار میاد خونه ببینه چراغ ها خاموشه فکر کنه واسش تولد گرفتم میخوام سورپریز ش کنم ولی
ووقتی که لامپ رو روشن کرد دید کسی نیست بخوره تو ذوقش داد بزنه لعنتی توهم یادت نبود تولدم بره بشیه بعد منو مهمونایی که دعوت کردم اطز طبقه بالا بیایم یواشکی پایین پشت سرش یهویی داد بزنیم تولدت مبارک اونم از خوشحالی دومتر بپره هوا بعدم بیاد محکم بغلم کنه بگه خیلی دوست دارم ممنون همه ی زندگیم عاشقتم
.
.
.
.ببینم ادم نمتونه دوکلام خصوصی حرف بزنه واسه چی افتادی دنبالم !!!

s
samara ۹ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی هام اینه که برم تو عروسی یکی از اقوام داد بزنم عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره!بعد یهو به دوماد بر بخوره بیاد لنگ راستشو تا زانو از دماغم بکنه تو حلقم بعد من بیفتم رو زمین همین طورکه داره خون از قوزک پام لیتر لیتر میزنه بیرون یهو ببینم عباس و جاستین دارن هارهار بهم میخندن بعد یهو بهم بربخوره برم با دارودستشون دعوا کنم عین خر کتک بخورم بعد همینطور که دنبال ادم باشم بیاد بریم دوباره باهاشون دعوا کنیم یهو چشمم به کاظم گوزو بیفته بعد بریم باهاشون دعوا کنیم بعد دوباره عین خر کتک بخوریم بعد در دقایق آخر عمرم کاظم یه گوز بزنه جوری که از وسط جر بخوره!بعد عباس اینا درحالی که دنبال اکسیژن میگردن برن تو افق محو شن!بعد منم با دیدن این صحنه یهو دریچه قلبم گشاد شه خون از ستون فقراطم چکه کنه بعد روحم بره تو افق محو شه ببینه کاظم و عباس و جاستین اونجان.اصن یه وضیه عباس ساپورت جاستینو پوشیده شبیه عن شده!(با عرض معذرت از داداش عباس!!)داره با اهنگ سلنا گومز آذری میره!!!بعد یهو کامبیز 5ساله از تهران(پدرسگ)یه ترقه بندازه دود شیم بریم تو حلق کامران!!!!!

ن
نازلی ۹ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیای من اینه که یه دعوت نامه از دانشگاه اکسفورد برام بیاد بعد درحالی که دارم دعوت نامه رو میخونم سالار عقیلی با تیشرت گوجه ای عباس و شلوار معروفش بپره جلوم و بگه
وووطططنم
بعد منم درحالی که دعوت نامه رو پاره میکنم باهاش ادامه شعرو بخونم و در افق محو شم

سبزه سبز(•_•) ۹ سال پیش
جوک

یکی ازاون فانتزیایی که خیال خام شده واسم اینه که...
وقتی مشغول ذکرگفتنه وپاهاشم درازه بپرم پاشو ماچ کنم شروع کنه با تسبیح توسرم زدن...
تویه حرکت دست حاوی تسبیحشم بگیرم ومحکم ماچ کنم...
عصاشوازکنارش برداره بزنه توکمر�
مامان بزرگم_یه ذره سنگین باش ننه
من_خیلی کرتم حاج خانوم...
با اون چشمای سبزآبیش مهربون نگام کنه واروم بخنده...

ض
ضحاک ماردوش ۹ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که موقعی که دارم تلویزیون نگاه میکنم منزل هم در
حالی که ظرف مـــیشوره محو ابــــــهت من بشه ^_^
منــــم دســـمال یـــزدیمو از جیبم در بیارم و
عــــرق پیشونیمو خشـــک کنم و برم آشـــپز خـونه یه پس گردنی محکم
بهش بزنمو شــــیر آب و ببندم بگم:آبــــــ است ولی کــــــــم اســـت!!!!!!
بــــــــهروز بــی جــنبه^_^

م
مازرونی ریکا ۹ سال پیش
جوک

دیروز گفته بودم بعد از درب و داغون کردن لامبورگونی سوار پراید عموم تو مورب محو میشم. ادامه-------»همینطور که دارم تو جاده های شمال با آهنگ تو بارون که رفتی شیاوش قمیشی خر کیف میشم،
برسم به قهوه خونه مش اصغر،
رفتم تو داش عباس و سلنا رو ببینم،من هم از شرم سرم رو بالا نمیار�
داش عباس بگه:هی جوون دو تا قلیان مشتی واسه منو عشقم بچاق،من که به افق ها وعمود های دور خیره شدم(به تقلید از حامد)بگم بترس از روز رستا خیر ای جوان ،بعد برم دو تا قلیو واسه دو تا کفتر عاشق بچاقم و....
ادامشو میزارم.....منطضر بمانید....دیدیدین

م
مازرونی ریکا ۹ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه تو قرعه کشی محسن یه لامبورگونی ببرم،،،بعد مجری خوشگلشون ازم بپرسه از محصولات محسن راضی هستی؟منم به افق ها و عمود های دور خیره شم بگم :کولر داره؟اونم بگه نه ،من یهو قاطی کنم وسط ملت عربده بکشم،خشتکم رو پاره بکنم و دختره رو با ناخونگیر بکشم،با گوشی نوکیا بزنم ماشینو درب و داغون بکنم ،سوار پراید عموم بشم و پسته خوران در مورب(عمود و افق جا نداشت)محو بشم