s

samara

@samara · ۳۸ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۴ رأی)

ن
نسکافه ۹ سال پیش
جوک

تا حالا به اسامی کاربرای 4جوک دقت کرده بودین؟؟
یخ فروش جهن�
پنهان 37
آسپرین
آسمان ابری
سبزه سبز(¤_¤)
iیک dدیhماهی eتنهاm
بنده خدا
دلخسته عشق
کرکس تنها
اگزیستانسیالیس�
عم قزی
مورفیوس
کویر
عاشقه پیشه
کارآگاه
من اونیم که...!
حالا هرچی
FandOoghi
تازه هرکس اسم غمناکتری گزاشته،مطالبش خنده دار تره!!
خودمم که نسکافه ام!!!!!!!

s
samara ۹ سال پیش
جوک

یه کتاب جوک دارم،جوک هاش مال عهد قلقلک میرزاست!!یعنی خنده دار ترین خنده دار ترینش که مثلا انتظار داره از خنده روده هاتو از کف زمین جمع کنی اینه:"یه روز یه مرده میخوره به نرده برمیگرده!!"علت خنده دار بودنش رو هنوز لو نداده ولی ما از زیر زبونش میکشیم بیرون!!!! جهت اطلاع این جوک تا حالا پنج تا کشته داده و شصت نفرم تو کما برده!!!!علت معلوم نیست!!!

s
samara ۹ سال پیش
جوک

سوتی های سال نو(دیدم که میگما!!!!!)
احوالتون بخیر!!
سال نویی داشته باشید!!
هر روزتان پیروز پیروزتان نوروز!!
سینی رو بزار تو چایی بیار(چایی رو بزار تو سینی بیار)!!
دهن پسته رو ببند(پستش دهن بستس)!!
بزن درو مهمونا(مهمونا اومدن درو بزن)!!
دید رفت بازدید عید(بریم دیدوبازدید عید)!!
چمن پلو(قرمه سبزی)!!!
علف پلو(بازم قرمه سبزی)!!!!
یه پرگاری گونیایی یه چیز گرد نداری؟(دقت کنید گونیا)!!!
آبجیم داشت نون و با چاقو قصابی می برید دستشو برید!!!!(نون رو)!!!
اینم از فک و فامیلای ما!!!!!

s
samara ۹ سال پیش
جوک

ولی ناموسا آخرش نفهمیدی�
"دوری و دوستی"یا"از دل برود هر آنکه از دیده برفت؟!"؟
تازه تو دوستی خاله خرسه هم اون خرس بدبخت قصد کمک داشت فقط بلد نبود چطوری کمک کنه!از عقل خرس چه انتظاری دارین؟!؟
اشک تمساحم که میگن مگه تمساح اشک میریزه؟!رفته بوده زیر آب صورتش خیس بوده حیف نون دیدتش فکر کرده داره گریه میکنه!!وگرنه تمساح و چه به گریه؟؟!!
اینم ازضرب والمثل های ایران!!!^_^
هنر نزد ایرانیان است و بس!!!^_^

s
samara ۹ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی هام اینه که برم تو عروسی یکی از اقوام داد بزنم عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره!بعد یهو به دوماد بر بخوره بیاد لنگ راستشو تا زانو از دماغم بکنه تو حلقم بعد من بیفتم رو زمین همین طورکه داره خون از قوزک پام لیتر لیتر میزنه بیرون یهو ببینم عباس و جاستین دارن هارهار بهم میخندن بعد یهو بهم بربخوره برم با دارودستشون دعوا کنم عین خر کتک بخورم بعد همینطور که دنبال ادم باشم بیاد بریم دوباره باهاشون دعوا کنیم یهو چشمم به کاظم گوزو بیفته بعد بریم باهاشون دعوا کنیم بعد دوباره عین خر کتک بخوریم بعد در دقایق آخر عمرم کاظم یه گوز بزنه جوری که از وسط جر بخوره!بعد عباس اینا درحالی که دنبال اکسیژن میگردن برن تو افق محو شن!بعد منم با دیدن این صحنه یهو دریچه قلبم گشاد شه خون از ستون فقراطم چکه کنه بعد روحم بره تو افق محو شه ببینه کاظم و عباس و جاستین اونجان.اصن یه وضیه عباس ساپورت جاستینو پوشیده شبیه عن شده!(با عرض معذرت از داداش عباس!!)داره با اهنگ سلنا گومز آذری میره!!!بعد یهو کامبیز 5ساله از تهران(پدرسگ)یه ترقه بندازه دود شیم بریم تو حلق کامران!!!!!

s
samara ۹ سال پیش
جوک

عاقا امروز سوتی دادما سسسسوتی!!!!
برنامه 12بهمن با کلاس ما بود منم مثلا مجری بود�
بعد از اینکه قران و مقاله و مسابقه و سرود و اینا تموم شد(بین خودمون بمونه هفتمم)برنامه تموم شده بود میخواستم خداحافظی کنم.میخواستم بگم به افتخار خودتون صلوات بفرستید تو دلم گفتم بزار بگم خودتونو تشویق کنید بچه ها از حس و هوای اول صبح دربیان.
تو همین فکرا بودم دبیر پرورشی گفت سریع تموم کن وقت کلاس میره.منم هول شدم گفتم ممنون که برناممون رو تماشا کردین به افتخار خودتون یه تشویق محمدی پسند بفرستید!!!
یعنی نماز خونه رفت رو هوا!!!!!

s
samara ۹ سال پیش
پیام

واقعا کی اینقدر بیشعور شدیم؟!؟
این بود اون ملت غیور ایران زمین؟!؟
از ایران یه تصور دیگه ای داشتم!ولی همراه پلاسکو تمام باورهام فرو ریخت!
تو پلاسکو یه آتشنشان با غیرت،موند زیر آوار.آواری که معمولی نبود.هر تیر آهنش پنجاه هزار کیلو بود.شاید یه تیراهن رفته باشه تو شکم یه نفر،از اون ورش در اومده باشه...
سلفی تون دیگه واسه چیه؟یتیم شدن یه دختر بچه که باید تموم عمرشو بدون سایه بالاسر سر کنه،سلفی داره؟
اگه داره،
"لایکی چند؟"

s
samara ۹ سال پیش
جوک

خشتک شلوار کردی گوجه ای عباس تو معدم اگه دروغ بگم ^_^
عاقا یه روز میخواستم چایی دم کنم چشمم خورد به چای خشک(ما همیشه از چای کیسه ای استفاده میکنیم) از آشپزخونه از بابام که تو حال بود پرسیدم:
من:بااااابااااااا چای خشک بریزم؟؟؟!!!
بابام:نه چای خیس بریز آااااااااهههااااااا(به لحن ببخشید جمشید خونس)!!!!!!!!!
آبجیم ازتو اتاق:آها آهاآهاآهاآها(به لحن عرعرکردن خر)!!!!!!!
حالا یه ساعت صبر کردم خندشون تموم شدگفت�
من:نه منظورم اینه که چای کیسه ای بریزم یا از این چای خشکا؟؟؟!!!
بابام:مثلا چای کیسه ای خیسه؟!!آااااااهههااااااا(به همون لحن)
دوباره اجیم ازتو اتاق:آهاآهاآهاآهاآها!!!!!!!
بابام:^_^
اجیم:^_^
من:0_0
سماور:^_^
چای کیسه ای محمود:0-0
چای خشک:0-0
چای خیس:0-0
به قول کامران اینا نمیترسن از روز رستاخیز!!