z

zahra

@zahra6 · ۱۴۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۱ رأی)

ز
زهرام باو:) ۷ سال پیش
جوک

ساعت سه نصفه شب رفتم تو حال بخوابم چراغا خاموش بود تاریک بود منم ترسیدم خاستم زود برم زیر پتو (فک کردم الانه ک جنا بگیرنم )تو راه سُر خوردم اوفتام زانوم زخم شدم نشستم تا غش غش خندیدن خخخ ینی جنا این قحنه رو ببینن پشماشون میریزه اخرشم صدای خنده هام شبیه خوک شد مامانم بیدار شد فک کرد دارم سکته میکنم :-)
جنا:o_O
من::-)
مامانم::O
صدای خنده خوکی: |