دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک متفرقه

  262551

خطاب به اون دوستی که گفت {روز پیتزا مال اون شهروند سوئیسه که میره ونیز...} میگم


طنزت جالب بود جناب ولی ونیز مال ایتالیاس (:

  262548

‏یه طبقه تو جهنم هست صبح جمعه ساعت ۷ درهای کابینتارو بازو بسته میکنن و قابلمه هارو میشورن!
من تو این آپشن آب بندی شدم ،ولی حالا شما مواظب اعمالتون باشین ،خیلی عذاب سختیه

  262546

مهم ترین سوالی که تو ذهن لپتاپمه اینه که چرا بازش میکنم بعد سرم میره تو گوشی هربارم نور صفحه‌ش کم میشه میخواد بخوابه نمیذارم :)

  262538

مشکل من با ریاضیات از اونجایی شروع شد که مجبورم کردن ایکس رو پیدا کنم در حالی که هیچ نقشی تو گمشدنش نداشتم :)

  262537

‏تو این موزه ها از هر دوره ای یه چیزی به عنوان نماد هست.لباس.سفال و...



از دوره ی ما احتمالا یه دونه فیلترشکن بزارن بگن اینا ماله دوره ی مسدودیان بوده

  262530

‏قانون نانوشته:
هر جا دیدید واسه جذب نیرو نوشته یه تیم پر انرژی و شاد یعنی میخوان بهتون حقوق کم بدن

  262529

‏سوار تاکسی بودم گوشی راننده زنگ خورد
نمیدونم از اونور خط چی بهش گقتن که عصبانی شد و گفت
باشه بابا اول بزار این اسکول رو برسونم بعد بهت زنگ میزنم
منو میگفت

  262522

یکی از سوالاتی که ذهنمو درگیر کرده اینه که چرا رمان 3000صفحه ای رو میشه تو سه روز خوند ولی یه کتاب درسی 200صفحه ای رو نمیشه تو یه سال یاد گرفت؟



  262512

جفر از همسايش ميپرسه:

دخترتو ديدم شکمش بزرگ شده بود حامله است؟ همسايه ميگه نه
چند وقته نفخ کرده, بگوزه خوب ميشه.




چند ماه بعد جفر همسايشو ميبينه
ميگه: دخترتو ديدم

گوزشم بغلش بود!

  262507

*چرا همیشه ادمهایی که خروپف میکنن زودتراز بقیه میخوابن؟ ://*

  262506

‏داشتم قیمت خونه تو اکباتانو چک میکردم یکیشون تو بخش امکاناتش نوشته بود "ویوی تهران".

انگار بقیه خونه های اکباتان ویوی شهرستان های دیگه دارن

  262501

همین که ما هنوز از غمگین‌ترین لحظات زندگیمون جوک می‌سازیم نشون میده شاید در شرایط فعلی آدمای شادی نباشیم ولی هنوز آدمای شوخی هستیم.

  262480

غیبت کردن با مردا اینجوریه که میشینی دو ساعت چهره آنالیز میکنی ، تو جواب همه حرفات میگه ولش کن دیگه چه خبر
دو کلمه هم تو غیبت کن مرررد ذوق آدم کور میشه!

  262477

امروز داشتیم با پدرمو یه سری دیگه تو باغ کار میکردیم، وقت ناهار شد، همه بحث دینی و خدا پیغمبر میکردن منم جوگیر شدم گفتم اول نماز بعد غذا، تو ذهنم هم میگفتم اینا مومنن میبینن نماز میخونم شروع نمیکنن به خوردن تا منم برم، اوایل نماز دیدم شروع کردن به خوردن، گفتم اشکال نداره حتما برام گذاشتن کنار، بعدش باز فهمیدم نخیر سهم منم پیش پدرمه و قراره ما با هم غذا بخوریم، دلم خوش شد گفتم بابا پدرمه الانم قبل من شروع کرده خوردن حتما آخرش زود تر از من کنار میکشه، هرجوری بود نماز تموم شد رفتم نشستم سر سفره دیدم بابام نصفشو خورده الانم تا من لقمه میخورم اون سه تا میخوره هر لقمشم سه برابر لقمه های منه، تا نفس آخر تو خوردن غذا همراهی کرد قبل منم کنار نکشید منم تا شب گشنه بودم، (هرکی بحث دین و ایمون کرد گول نخورین، وقت گشنگی پدر هم به بچش رحم نمیکنه، حواستون باشه).????????????

  262475

‏بعضیا یه جور همش چپ و راست از این و اون ایراد میگیرن که فک کنم توی خونه شون آینه ندارن.

قبلی12345...1462بعدی