ه

هانا

@senjed · ۷۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)

ه
هانا ۱۳ سال پیش
جوک

از وقتی این بساط عیدو برداشتن دوباره این فیله با این چشاش ذل(زل.ذل.ضل)زده بهم مطمئنم یه حرفی تو دلشه شماها هستین روش نمیشه بهم بگه
یه چند لحظه خانومی کنین.آقایی کنین چشای خوشگلتونو ببندین این فیله حرف دلشو بزنه منم از این بلاتکلیفی در بیام .نذارین حسرت حرف زدن با من به دلش بمونه
جبران میکنم براتون خخخخخخخخخخخخخخخخ

ه
هانا ۱۳ سال پیش
جوک

داداش عباس با اجازه
فانتزی من اینه روز مراسم عروسی عباسm223 و سلنای اجنبی یه شلوار کردی توپ برا عباسm223 کادو ببرم اونم محو شلوار کردیه بشه حواسش به دور و ورش نباشه
بعدش که اون سلنای گور به گور شده بهم لبخند ملیح میزنه که یعنی کادوی من کو؟بزنمش زمین آی بزنمش آی بزنمش که نگو و بعد از اینکه عباسm223 با دادو هوارای سلنا به خودش اومد و متوجه موضوع شد
یه نگاه به من بندازه........... یه نگاه به شلوار کردی.............. یه نگاه به سلنای جوونمرگ شده ی خیر ندیده
و بعد از کمی تفکر نمک گیر شلوار کردی بشه و به طرفداری از من یه مشت بکوبونه تو صورت سلنا و باهم بریم تو افق محو بشی�
خخخخخخخخخخخخخخخخخ

ه
هانا ۱۳ سال پیش
پیام

سلام RaNg@RaNg جون اینجا بودن همه برا همدیگه مهمه
پس دیکه اینجوری نگو
بچه ها من همتونو دوس دارم داداش عباسو مسیحارو سینا مشهدو الناز(جفتشون)نرمین وکیانوو..............تازه shay2onakم دوس دارم اما نیستش چراااااااااااااااااااا؟
شمام بچه های خوبی باشین منو دوس داشته باشین:D

ه
هانا ۱۳ سال پیش
پیام

خویشک و برایله عزیزٍ ٍبوشهری�
زمین لرزه ٍی بوشهرو و دس داین عزیزیلتان غم و ناراحتی گشتمانه
تسلیتمان هر چن دوریم ولیتان ولی ولیمان قبول بکین
.................
خواهرو برادرای عزیز بوشهری�
زمین لرزه و از دست دادن عزیزاتون غم و ناراحتی همه ماست
تسلیتمونو اگر چه دوریم از شما اما ازمون قبول کنید
هموطن کرٌد شما

ه
هانا ۱۳ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم امروز وقتی دیدم بالاخره پستم تایید شده انقد خوشحال شدم که نگوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.......................................
بعدشم هر چند ساعت یه بار میام دنبال پستم میگردم ببینم چند تا لایک خورده
تازه خودمم خودمو لایک کرد�
نامرده هرکی بخنده(نگین که خودتون نکردین این کارو!)(اه بابا دماغتونو بکشین اونور اومد تو چشمم دروغگواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ه
هانا ۱۳ سال پیش
پیام

سلام امیر21
وقتی پستتو خوندم که بیماری خیلی دلم گرفت
آخه دور از جونت تا اسم مریضی میاد یاد مامانم میفتم که چند سال مریض بود و بعد فوت کرد.دلم نیومد چیزی بنویسم اما هرشب برای تو وخواهر گلم که
گفت سرطان داره و همه بیمارا از ته دلم دعا کرد�
خوشحالم که برگشتی پیشمون من هم کم پست میذارم هم اینکه کم تایید میشه اما همتونو دوس دارم و به خاطر پستایی که میذارین تا چند دقیقه ای که اینجاییم خنده رو لبمون بیاد ممنونم

ه
هانا ۱۳ سال پیش
جوک

از سری اعترافات من:
6سالم که بود خواهرم دانشگاه تهران قبول شد وبا مامانم هر چند وقت یه بار میومدیم تهران بهش سر میزدیم(فهمیدین شهرستانیم)از اونجایی که خیلی شیطون بودمو تنهایی حوصله م سر میرفت تصمیم گرفتم برم با پسرای محل که داشتن فوتبال میزدن فوتبال کنم(محلشون یوسف آباد بود ).موهامم خیلی کوتاه بود به هر ترفندی شد از مامانم اجازه گرفتم و رفتم......
بهشون گفتم اسمم علی و بذارین بازی کنم باهاتون
اوش باور نکردن پسرم اما وقتی فوتبالمو دیدن(تو کوچه خودمون همیشه با بچه ها فوتبال میزدیم.اما الآن دیگه خانومی شدم برا خودم) با شک و تردید فراوان باور کردن و تا روز آخر که یکیشون منو با لاک روی ناخنم دید نفهمیدن که سر کار بودن
یه همچین بچه ای بودم من !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ه
هانا ۱۳ سال پیش
پیام

من همون نفستم که میگفتی اگه نباشم می میییییییییییری
وقتی بهونه های رفتنت شروع شد چیزی نگفتم سکوت کردم تا نکنه خودمو تحمیل کنم به کسی که عاشقانه به عشقش نفس میکشیدمو دیگه منو نمیخواست
چه شبایی که با گریه خوابم برد چه روزای که پف چشمامو که مال اشکای شب قبل بود برا اینکه کسی نفهمه با یخ خوابوند�
...
وقتی برگشتی صادقانه بگم دلم لرزید اما....
اما....
نمیتونستم دلمو زنگ تفریح کلاسای خسته کننده تو کن�
برو من این اینجا با خودم خو گرفتم

ه
هانا ۱۳ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم کلاس 2دبستان که بودم تو امتحان بلد نبودم جواب این سوالو بدم و از خلاقیت خودم استفاده کرد�
سوال این بود:
شکر از چه چیزی به دست میاد؟
جواب من:قند را میکوبند شکر به دست میاد
چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شماها عمرا میتونستین همچین جوابی بدین