A

Aylin.A

@Aylin.A · ۱۲ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۵ رأی)

A
Aylin.A297 ۵ سال پیش
پیام

خورشید بیرونِه The sun is out
اَما مَن سَردَم. But I am cold
چِشمام بازِه My eyes are wild
اَما ذِهنَم خوابیدِه. But my mind is asleep
دُنیا زِندَست The world is alive
وَلی مَن مُردَم But I am dead
طَبیعَت عِشق اَست Nature is love
اَما مَن گوشِه گیرَم .But I am aloof
هَمه چیز فَریاد میزَنَد: :Every thing screams
"بَرای اِمروز زِندِگی کُن" "Live for todey"
دَر حالیکِه مَن When I died
دیروز مُردَم. .yesterday

A
Aylin.A ۵ سال پیش
جوک

تنها جایی ک یادمه همه میخاستن کتک ام بزنن اونجایی بود ک تولد دوستم بود بعد خونشون بودیم داشتیم خونرو درست میکردیم با مامانش بعد مامانش رفت ک ما واسش تولد بگیریم همه گیر کرده بودن چجوری اینجا رو درست کنن دوستمم کم مونده بود بیاد یهو من اعصابم داغون شد گفتم: هوی چلغوزا.
همه برگشتن اینجوری نگام کردن :|
گفتم عه اینجا چقد چلغوز هس #_#
و اینگونه بود ک اون یکی رفیقم اومد از وسط جمعم کرد ????

A
Aylin.A ۵ سال پیش
جوک

جدیدا دارم رو یچی کار میکنم اسمش تله کینزی(یا بلند کردن و حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن) خلاصه روش تحقیق میکنم و برای بدست اوردن تمرکز یه جا دراز میکشم و به هیچی فکر نمیکنم.ولی انقدر داداش بیشعورم مسخرم کرد کلا از زندگی نا امید شدم چه برسه به تحقیق و تمرین درباره تله کینزی :|

A
Aylin.A ۵ سال پیش
پیام

یادمه چندسال پیش پسرخالم اومده بود خونمون بعد یه ظرفی بود کوزه مانند که مامانم خیلی دوسش داشت. بعد ما سه تا(من داداشم مهدی پسرخالم) زدیم اون کوزه رو شکستیم . یعنی عین سگ ترسیدیم چون مامان من خیلی دوسش داش.بعد من چسب رازی اوردم با چسب چسبوندیمش و کسی نفهمید. خخخخخ یادش بخیر سه سال بعدش تاز۶ به مامانم گفتیم و برداشت چکش کرد تازه دید که عههه این که چسب خوردهه خخخخخ :)هعی یاد اون روزا بخیر الان پسرخالم بزرگه و کار داره و خونه ما مهمونی به مهمونی میاد دلم واسه اون روزا تنگ شده