عدالت یه اسلحه اس
میتونه به قصد صدمه رسوندن استفاده بشه،
ولی نه به قصد محافظت یا نجات بقیه
Dazai Osamo
Bango stray dog's
@Aylin.A · ۱۲ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۵ رأی)
عدالت یه اسلحه اس
میتونه به قصد صدمه رسوندن استفاده بشه،
ولی نه به قصد محافظت یا نجات بقیه
Dazai Osamo
Bango stray dog's
خورشید بیرونِه The sun is out
اَما مَن سَردَم. But I am cold
چِشمام بازِه My eyes are wild
اَما ذِهنَم خوابیدِه. But my mind is asleep
دُنیا زِندَست The world is alive
وَلی مَن مُردَم But I am dead
طَبیعَت عِشق اَست Nature is love
اَما مَن گوشِه گیرَم .But I am aloof
هَمه چیز فَریاد میزَنَد: :Every thing screams
"بَرای اِمروز زِندِگی کُن" "Live for todey"
دَر حالیکِه مَن When I died
دیروز مُردَم. .yesterday
اینده متعلق به کسانی است که باور به زیبایی امال و ارزو های خود دارند
Shoyo Hinata
Haikyuu
کسایی که به قوانین قبیلشون احترام نزارن کثافتن
ولی کسایی که دوستاشونو ول میکنن از کثافتم کثافت ترن
.
.
.
.
.
Kakashi Hatake
خالم به پیشی کوشولو گرفته( ایشالا منم یه چند وقت دیگه میگیرم) الان اون پیشی کوشواو بقلم خوابیده واییی خیلی جیگره
رفته بودیم بیرون داشتم اسمونو نگا میکرد�
داداشم پرسید داری اسمونو نگا میکنی؟؟
گفتم پَ نَ پَ دارم میزان اتمسفر اینجارو حساب میکنم
:|
مهم نیست در زندگیت چه اتفاقی میوفته..
هرگز تسلیم نشو...
Naroto
تنها جایی ک یادمه همه میخاستن کتک ام بزنن اونجایی بود ک تولد دوستم بود بعد خونشون بودیم داشتیم خونرو درست میکردیم با مامانش بعد مامانش رفت ک ما واسش تولد بگیریم همه گیر کرده بودن چجوری اینجا رو درست کنن دوستمم کم مونده بود بیاد یهو من اعصابم داغون شد گفتم: هوی چلغوزا.
همه برگشتن اینجوری نگام کردن :|
گفتم عه اینجا چقد چلغوز هس #_#
و اینگونه بود ک اون یکی رفیقم اومد از وسط جمعم کرد ????
جدیدا دارم رو یچی کار میکنم اسمش تله کینزی(یا بلند کردن و حرکت دادن اجسام با نیروی ذهن) خلاصه روش تحقیق میکنم و برای بدست اوردن تمرکز یه جا دراز میکشم و به هیچی فکر نمیکنم.ولی انقدر داداش بیشعورم مسخرم کرد کلا از زندگی نا امید شدم چه برسه به تحقیق و تمرین درباره تله کینزی :|
هعی خدا من عاشق ایرانی بودنم و اینکه رگ اریایی دارم
ولی چرا این کشور باید بیوفته دست یه مشت ادم بوق؟
یادمه چندسال پیش پسرخالم اومده بود خونمون بعد یه ظرفی بود کوزه مانند که مامانم خیلی دوسش داشت. بعد ما سه تا(من داداشم مهدی پسرخالم) زدیم اون کوزه رو شکستیم . یعنی عین سگ ترسیدیم چون مامان من خیلی دوسش داش.بعد من چسب رازی اوردم با چسب چسبوندیمش و کسی نفهمید. خخخخخ یادش بخیر سه سال بعدش تاز۶ به مامانم گفتیم و برداشت چکش کرد تازه دید که عههه این که چسب خوردهه خخخخخ :)هعی یاد اون روزا بخیر الان پسرخالم بزرگه و کار داره و خونه ما مهمونی به مهمونی میاد دلم واسه اون روزا تنگ شده
تنها فایده ای که مدرسه انلاین واسه من داشته این بوده که اگه تستا و مشق(اگه چیزی بدن واسه امتحانا) وسط کلاس بچه ها که میفرستن از روشون کپی میکنم:)
خب من فردا تولدمه و چند ساله که اینجا میام و جک های زیباتونو میخونم و بالاخره عضو شدم و خیلی خوشحالم ممنون که هستید وقتایی که من ناراحت بودم میومدم اینحا و ناراحتیم از بین میرفت خوشحالم که عضو شدم :)