پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم:)
شهریار:]
@@AMIR · ۸۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۰ رأی)
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم:)
شهریار:]
والا رفیق منم چنان گنگم و .... این روزا که حالمو فقط هوادار ارتش سرخ که تیمش مثل تیم های اروپایی(بایرن مونیخ) سابقه 10 بار قهرمانی در تورنمنت های مختلف قاره ای رو تجربه کرده ..! ولی فقط یه ستاره داره میدونی چرا ؟!!!
بخاطر قهرمانی در بوندسلیگا(جام ولایت)
خیلی جالبه ماجرای ستاره شون مگه نه؟ D:
بیشتر از سنگهایت شیشه صد چندان شکست
در پی خواب زمستان باور گلدان شکست
رفتنت کابوس های باغ را تعبیر کرد
شاخه های سرو هم در عصر یخبندان شکست
نگران نباش پدربزرگ.."حال من خوب است" بزرگ شده ام
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم !
آموخته ام
که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک نامش " زندگیست "
آموخته ام
دلم را سرکوب کنم که بهانه ی نبودنت را نگیرد
راستی ..دروغ گفتن را نیز یاد گرفته ام ..
حال من خوب است..!!
خوب خوب !!!!
روحتون شاد :)
هرکس آزار من زار پسندید ولی ..
نپسندید دل زار من آزار کسی:)
[شهریار]
سلام رفقا ..امیدوارم سالم و سلامت باشین همگی
میخوام چیزی بگم که حرف دله . شاید متنم طولانی باشه نخونین ..ولی امیدارم که بخونین:)
همیشه تو حال زندگی کردن خوب نیست ..! اینکه فکر نکنی فردا چه روزیه و اطرافیام کجا هستن !
تقریبا چهار ماهه پیش من تو حال زندگی میکردم ..
یهو حال تبدیل شد به حسرت :(
پدربزرگم 2 آبان رفت
حاج عموی عزیزمون 4آذر
و پدربزرگ دیگه م 2 بهمن
روزگار بی رحم نیست ؟!!
ما چرا بی رحمیم ..ما چرا قدر همو نمیدونیم ..ما چرا نمیفهمیم و دل میشکونیم ..چرا میرنجونیم ...دنیا خودش به انداز کافی بی رحمه ! خودم همیشه میگفتم پدر بزرگام رو خیلی دوست دارم و اگه چیزیشون بشه میمیرم ! ولی مردن دست من نیست و الان میبینم زنده ام !! و باقی عمر همچنان در حسرتم ! در دلتنگی ..
ممکنه هر لحظه اتفاقی مارو ببره تو شوک و حسرت :(
بزرگترامون نبض ما هستن T_T
الان شدیدا دوست دارم بلند شن ..یه بار دیگه صدام کنن ..یه بار دیگه بخندن ..یه بار دیگه از صورتشون ببوسم .....و بعد برن ...!
بخدا ربطی به پیر و جوون نداره ! حتی پیر ها هم میتونن داغ خیلی خیلی بزرگی بزارن رو دلامون !
ببخشید طولانی شد ولی خواستم بهتون بگم اگه پدر بزرگ یا مادربزرگ دارین قدرشونو بدونین . اونا از بزرگترین نعمت های خدا هستن . کاری کنین دعای خیرشون پشت سرتون باشه !
یا علی :)
چنان دلبسته ام کردی
که با چشم خود دیدم
خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد
#بنیامین_دیل�
تو سه ماه ....!!!!!!!!!!!!!
تو سه ماه هردو پدربزرگ و عموی عزیزم رو از دست دادیم..!
2 آبان پدر پدرم !
2 بهمن پدر مادرم !
الان خیلی دوست دارم بدونم کجای قلبم زخمه که انقد میسوزه و درد داره !
پ.ن: متاسفم روحشون در آرامش
من از راهی دور ..
برای خواندن خواب های تو آمده ام ..
من از راهی دور
برای گفتن از گریه های خویش
راهی نیست...
در دست افشانی حروف
باید به مراسم آسان اسم تو بگردم ...
من به شنیدن اسم تو عادت دارم ...
من
مشق نانوشته ام به دست نی !
خواندن از خواب تو آموخته ام به راه
من
باران بریده ام به وقت دی..
گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه
به من بگو
در این برهوت بی خواب و طی..
مگر من چه کرده ام ؟!
که شاعر تر از اندوه آدمی ام آفریده اند؟
#علی_صالحی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را....!
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را:)
شهریار:)
عجیبه ها ....
یا شایدم نیس ..
بابامسعود برا اونا ..
جام اسنپی برا اونا ...
ستاره ی دروغین برا اونا
همه چی برا اونا ....
دو ستاره برا ما!!!!
اصالت برا ما!!!
پرافتخارترین تیم ایران ماااا!!!
خیلی عجیبه D:
نا بینا غصه نخور !
در دنیا چیز قشنگی برای دیدن وجود ندارد...
ماهم که میبینیم خود را به کوری زده ایم باور کن ...!
ماهی ها گریه شان دیده نمی شود ...
گرگ ها خوابیدنشان ...
عقاب ها سقوطشان ..
و
انسانها درونشان....!
"صادق هدایت"
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی..
کاش یا رب نیفتد به کسی کار کسی:)
شهریار
دقت کردین تو فیلمای ایرانی زن ها وقتی میخوان برن حموم با لباس میرن زیر اب و دوش میگیرن ؟؟!!!
خداروشکر زن ها تو فیلم دستشویی نمیرن وگرنه ریدن باشلوار خیلی سخته :(
کارگردان دنیا خداست!
مهم نیست نقش ما ثروتنمده یا تنگدست..
سالم است یا بیمار ..
مهم اینست که محبوب ترین کارگردان عالم به ما نقشی داده است !
نباید از سخت بودن نقش گلایه مند بود ..
چرا که سخت بودن نقش نشانه ی اعتماد کارگردان به شایستگی بازیگر هست..
امیدوارم خوش بدرخشیم!
چهل و چهار روز پیش پدربزرگم مریض شد ...!!
کسی که تا بحال ندیده بودیم مریض شه !!
خندان و سرحال رفت بیمارستان !!
چهار روز دیگه برگشت ..
ولی برای خداحافظی !T-T
دیگه کت و شلوار تنش نبود !!
دیگه خندان و گرم نبود !!
این دفعه فرق میکرد ..
جواب سلاممو نداد که هیچ ...
داخل یه پارچه ی سفید خوابیده بود..
دیدیمش و زار زدیم T-T
باور نمیکردیم ..
پدربزرگی که تا بحال یک بار هم عصا به دست نبود...
پدبزرگی که به عشق دیدنش هر روز در خانه اش بودیم ..
پدربزرگی که جواب سلاممان را گرم میداد ..
در احوال پرسی ها میگفت شکرخدا هستیم ..
ولی این بار دیگر نگفت که هست ...
رفت ...
36 روز بعد برادر کوچکش (حاج عموی ما)که بعد او بزرگ ما بود هم برادرش رو به ما ترجیح داد ....
ما مانده ایم همچنان در گنگی ...
حالا که خوندی یه فاتحه هم بفرست :)
باید عادت کرد!
پاییز می اید *-*
نرم نرمناک؛)
رقصان...
رنگارنگ ...
با چشمانی تر ...
با گونه ای گرم ....
اما گاهی پر جوش و خروش..با انار خون به جگر و کدوی خزان ، در بغل گرفته و میاید و گاهی با چشمانی تر و دل شکسته...!!
ما ک پاییز را نشناختیم....
امیدواریم اوهم مارا نشناسد ☺
میدونی پرسپولیسی های دو ستاره که سومین ستاره رو بگیرن چیکار میکنن؟؟؟
پلی استیشن رو خاموش میکنن:)☆
ولی خیلی دلگیره!
و همچنین تاسف برانگیز برای خودمون و بقیه !!
وقتی که میدونیم زندگی زود میگذره!
وقتی میدونیم ممکنه یهو یکی از بینمون بره!!
با این حال فقط بلدیم دل بشکونیم :(
برنجونیم:(
اشک کسی رو در بیاریم :(
#مهربون_باشیم
شاید یه روزی حسرت این روز هارو بخوریم
بسه پاییز!!!
بسه دختر :(
فهمیدیم انتقام گرفتن بلدی !
عالی بود ...دست مریزاد !TT
خودت نگاه کن و بگو
جدایی های غبار آلود ..
رفتن های غیر منتظره ..
ّنم اشک شبنمت ...
درد دل و قلب نازک که سوغاتی اوردی را..
در کدام خیابان خیس و کدام کوچه ی غربت دلم بگذارم؟!TT