سلام رفقا ..امیدوارم سالم و سلامت باشین همگی
میخوام چیزی بگم که حرف دله . شاید متنم طولانی باشه نخونین ..ولی امیدارم که بخونین:)
همیشه تو حال زندگی کردن خوب نیست ..! اینکه فکر نکنی فردا چه روزیه و اطرافیام کجا هستن !
تقریبا چهار ماهه پیش من تو حال زندگی میکردم ..
یهو حال تبدیل شد به حسرت :(
پدربزرگم 2 آبان رفت
حاج عموی عزیزمون 4آذر
و پدربزرگ دیگه م 2 بهمن
روزگار بی رحم نیست ؟!!
ما چرا بی رحمیم ..ما چرا قدر همو نمیدونیم ..ما چرا نمیفهمیم و دل میشکونیم ..چرا میرنجونیم ...دنیا خودش به انداز کافی بی رحمه ! خودم همیشه میگفتم پدر بزرگام رو خیلی دوست دارم و اگه چیزیشون بشه میمیرم ! ولی مردن دست من نیست و الان میبینم زنده ام !! و باقی عمر همچنان در حسرتم ! در دلتنگی ..
ممکنه هر لحظه اتفاقی مارو ببره تو شوک و حسرت :(
بزرگترامون نبض ما هستن T_T
الان شدیدا دوست دارم بلند شن ..یه بار دیگه صدام کنن ..یه بار دیگه بخندن ..یه بار دیگه از صورتشون ببوسم .....و بعد برن ...!
بخدا ربطی به پیر و جوون نداره ! حتی پیر ها هم میتونن داغ خیلی خیلی بزرگی بزارن رو دلامون !
ببخشید طولانی شد ولی خواستم بهتون بگم اگه پدر بزرگ یا مادربزرگ دارین قدرشونو بدونین . اونا از بزرگترین نعمت های خدا هستن . کاری کنین دعای خیرشون پشت سرتون باشه !
یا علی :)