ف

فائزه رجبلو

@FAEZEH _84 · ۹ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۴۱ رأی)

خ
جوک

با این پیشرفت نرخ تورم در آینده ای نه چندان دور مادر بزرگ ها برای نوه های کوچیکشون تعریف میکنن...
_آره عزیزم ..اون موقع یه مواد سفیدی به اسم برنج بود ...خیلی خوشمزه بود ..
یه چیز دیگه ای به اسم گوشت بود ...یادش بخیر اون روزا ...خیلی چیزای خوشمزه ای بود ...
*&نوه هم با دهن دو متر باز حرفای مادربزرگ باورش نمیشه و براش هیجان انگیزه ...

خ
جوک

عشق استقلال ...
زندگی استقلال ...
دلیل نفس کشیدن استقلال ...
نشان غیرت و تعصب چه دختر و چه پسر استقلال ...
حس و لذت استقلال ...
آخه مگه میشه بدون استقلال زندگی کرد ؟؟؟؟!!
خیلیا اینو نمیدونن ....
و چون نمیدونن میشن طرفدار تیم ح_ک_و_م_ت_ی
کاش میفهمیدن زندگی کردن با استقلال چه لذتی داره ...
فکر کردن بهش عجب حالی داره ...
جوانمردانه جنگیدن تاجیا عجب افتخاری داره ...
من یه تاجی ام ...
جوانمردانه میجنگم ....
آرزوی قهرمانی ندارم ...
به عشق استقلال با هر موانع و مشکلی میجنگم ..
عاشقم دیگ ...مگه میشه جلوی عشق وایستاد ..
اونم عشقی مثل تاج ...
انقدر تو عشق شیرین زندگیم شنا کردم و میکنم ..که هیچ چیز بی ارزش دیگ جلوم سبز نشه ..این یه نعمته ...که هرچقدر شکر کنم کمه ..خدایا در لحظه اندازه ی بزرگی خودت شکر تا قیامت ...*******به افتخار هر عاشق تاجی بزن لایکو **

خ
جوک

این دروغ سیزده چیه همه جا میگین دروغ سیزده ...دروغ سیزده ...
والا ..
الکی میاین مینویسین دیاباته با پرسپولیس قرارداد بست ...
بعد زیرش مینویسین دروغ سیزده ...
اه ..زهر ترک شدم ..کم موند سکته کنم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا نمیدونم دیاباته تاجیه و بی معرفت نیس !!!

خ
جوک

ما یه فامیل داریم ..خانوادگی گودزیلا هستن ..
یه گودزیلای چهار ساله هم دارن که پسره ..
حالا تو عروسی یکی از فامیلامون این خانواده ی گودزیلای محترم تشریف داشتن ..
بعد گودزیلا کوچیکه هی دور و بر من میپلکید ..
هر جا میرفتم میومد ..
هی مپرسید میدونستی من جیگرم ؟؟؟؟منم گفتم آره عزیزم ( نمیدونستم که گودزیلاست )
بعد پرسید میدونستی من عسلم ؟؟؟بازم گفتم آره عزیزم ...
بعد یهو جیغ کشید پس چرا به من نگفتی ؟؟؟!! بیشعور ..آشغال ..همراه با گریه جیغ و داد میکرد چرا نگفتی !!!!
تا آخر عروسی فقط گریه کرد ...تا آخر مراسمم گفت چرا به من نگفتی من جیگرم ..چرا به من نگفتی من عسلم ..اصلن تو از کجا میدونستی ..!!!!
**من نمیگم شما بگین ...فکو فامیله داریم ما ....

خ
پیام

دوستان میخوام حرف خیلی مهمی رو بگم ...
راجع به عظمت فورجوکه ..
دوستان من شدیدا افسرده بودم ...خیلی شدید ...هیچکس نمیتونست کاری کنه ...خیلی اتفاقی با فورجوک آشنا شدم ...حدودا یه ماه بعدش تغییراتی رو هرچند کم ولی احساس کردم ...
حالا نمیشه همه چیز رو گفت ..ولی فورجوک زندگیمو نجات داد ..الان شیش ماهی میگذره از اون اتفاقات ....
روز اول سال جدید تصمیم گرفتم عضو سایت باشم تا حداقل شاید یه نفر با مطالبم لبخند بزنه ..مشکلاتشو فراموش کنه ...
هدف فورجوکم همینه ...زندگی خیلیارو نجات بده ..
بیایم قدرشو بدونیم ....
ممنون مدیرمون باشیم ...
الهی همه لبخند رو لباشون باشه ...
***مرسی مدیر ***

خ
جوک

خداییش تا الان خیلی دیده شده که پسرا از خنگ بودن دخترا تعریف میکنن ...مثلا همیشه میگن دخترا رانندگی بلد نیستن ..ولی آخه نمیدونن دخترا اگه به اندازه ی اونا اختیار داشتن بهترین رانندگی هارو میکردن ..تازه پسرا هم اگه مثل دخترا اختیار کمی داشتن اصلا رانندگی یاد نمیگرفتن ..
حالا مگه خودشون خیلی مخن ؟؟؟!!!...
دخترا انتظار نداشته باشین پسرا ازتون تعریف کنن و از این حرفا نزنن ..
اونا دارن خودشونو گول میزنن ..
.اونا آرزوشونه مثل دخترا درس بخونن ..مخ دخترا رو داشته باشن ..
گیر ندین بهشون افسرده میشن ..بزرگترین دلخوشیشونه ...
دخملا لایک ..مرسی ..

م
مریخی کوچیک ۶ سال پیش
جوک

باریکلا ممد ..باریکلا ..
ممد موحدی ما هیچوقت کم نمیاره ..
تا حالا که هیچوقت از هیچکس کم نیاورده ... حالا بیاد از کرونای فسقلی ببازه ؟؟!!
کرونا که بهش نزدیک میشه ..ممد یه نگاه بهش میکنه و میگه ما از این زیاد داشتیم ...وبا ..طاعون ..سارس ..و خیلی مسمم بهش میگه محتوای تکراری ..
کرونا میره تغییر چهره میده میاد و میگه والا بلا من جدیدم ..ولی ممد موحدی میشناستش و میفهمه ک این همون کروناس ...و با یه پوزخند بهش میگه بیشتر تلاش کن !!
و این بود گزارش من از نبرد کرونا ویروس و ممد موحدی !!
چی ؟؟
کرونا چی شد ؟؟
مگه میخواست چی بشه ..جرواجر شد ...

خ
جوک

ساعت یک و نیم شب بود . خوابم میومد رفتم اتاقم که بخوابم ..
یهو مامانم با نگرانی اومد نشست بالا سرم ..
گفتم :مامان چیزی شده ؟؟؟؟؟!!!
مامانم گفت: من اومدم این سوالو بپرسم . چیزی شده دخترم ؟؟؟چرا از الان میخوابی ؟؟؟؟ از چی ناراحتی که زود میخوابی ؟؟؟
گفتم: مامان چیزی نیست خوابم میاد ..
گفت : به من نمیگی چی شده ؟؟؟؟
گفتم : مگه باید چیزی بشه که بخوابم .؟؟؟
گفت : نه آخه سابقه نداشت به این زودی ...
..
..
..
..
..
..
*ینی به زور قانعش کردم که اتفاقی نیفتاده و خوابم میاد ..
یعنی ساعت یک و نیم شب در قانون خانواده ی ما خیلی خیلی زود و سرشبه

خ
پیام

گاهی وقتا ..
دلم هوس خودمو میکنه ..
هوس خنده های از ته دلم ..
هوس بیخیالی هام ..
هوس بچگیام ...
شاید هیچ کس باور نکنه ..
ولی ..
دلم هوس گریه هامو کرده ..
هوس بغض های ترکیده ..
امان از بغض های نترکیده ..
نمیدونم اسم این حس چیه ..
نمیدونم ...
ولی میدونم خیلی دلم برای خودم تنگ شده ...خیلی ..

خ
جوک

ساعت یک و نیم شب بود . خوابم میومد رفتم اتاقم که بخوابم ..
یهو مامانم با نگرانی اومد نشست بالا سرم ..
گفتم :مامان چیزی شده ؟؟؟؟؟!!!
مامانم گفت: من اومدم این سوالو بپرسم . چیزی شده دخترم ؟؟؟چرا از الان میخوابی ؟؟؟؟ از چی ناراحتی که زود میخوابی ؟؟؟
گفتم: مامان چیزی نیست خوابم میاد ..
گفت : به من نمیگی چی شده ؟؟؟؟
گفتم : مگه باید چیزی بشه که بخوابم .؟؟؟
گفت : نه آخه سابقه نداشت به این زودی ...
..
..
..
..
..
..
*ینی به زور قانعش کردم که اتفاقی نیفتاده و خوابم میاد ..
یعنی ساعت یک و نیم شب در قانون خانواده ی ما خیلی خیلی زود و سرشبه

خ
پیام

گاهی وقتا ..
دلم هوس خودمو میکنه ..
هوس خنده های از ته دلم ..
هوس بیخیالی هام ..
هوس بچگیام ...
شاید هیچ کس باور نکنه ..
ولی ..
دلم هوس گریه هامو کرده ..
هوس بغض های ترکیده ..
امان از بغض های نترکیده ..
نمیدونم اسم این حس چیه ..
نمیدونم ...
ولی میدونم خیلی دلم برای خودم تنگ شده ...خیلی ..

خ
جوک

آقا ما یه خانواده ی فامیل نسبتا دوری داریم که یه دختر هشت ساله به اسم مریم دارن و تو تهران زندگی میکنن ...
یدفعه رفتیم خونشون ؛ حالا دخترشون مریم هی چپ میرفت راست میرفت باد شکم میداد بیرون ..
مینشست باد شکم میداد بیرون ...میوه میگرفت باد شکم میداد بیرون ...مامان و باباشم با صورتی قرمز تر از قرمز نظاره گر بودن ..
خلاصه هر یه دقیقه یک الی 4 باد میداد بیرون ...وقتی دیگه هممون حالت تهوع گرفته بودیم ..مامانم که خیلی صبوری کرده بود گفت :مریم جان یه خورده نگه دار خودتو ..حالمون به هم خورد ..
حالا جواب مریم خانم گودزیلا :خاله جان مگه کار بدی میکنم ..چیه مگه ..اسید معده س دیگه ..مامان و بابامم تو خونه همیشه اسید معده شونو خالی میکنن ..اصلن ما هممون هر روز اسید معده خالی میکنیم :) حالا قیافه ی مامانو باباشو تصور کنین ..
مامانش ــــــــــ:)
باباش ـــــــــــ:)
ماهم دیگ هیچی دیگ ..
روده بر شدیم از خنده ...

خ
جوک

آقا ما یه خانواده ی فامیل نسبتا دوری داریم که یه دختر هشت ساله به اسم مریم دارن و تو تهران زندگی میکنن ...
یدفعه رفتیم خونشون ؛ حالا دخترشون مریم هی چپ میرفت راست میرفت باد شکم میداد بیرون ..
مینشست باد شکم میداد بیرون ...میوه میگرفت باد شکم میداد بیرون ...مامان و باباشم با صورتی قرمز تر از قرمز نظاره گر بودن ..
خلاصه هر یه دقیقه یک الی 4 باد میداد بیرون ...وقتی دیگه هممون حالت تهوع گرفته بودیم ..مامانم که خیلی صبوری کرده بود گفت :مریم جان یه خورده نگه دار خودتو ..حالمون به هم خورد ..
حالا جواب مریم خانم گودزیلا :خاله جان مگه کار بدی میکنم ..چیه مگه ..اسید معده س دیگه ..مامان و بابامم تو خونه همیشه اسید معده شونو خالی میکنن ..اصلن ما هممون هر روز اسید معده خالی میکنیم :) حالا قیافه ی مامانو باباشو تصور کنین ..
مامانش ــــــــــ:)
باباش ـــــــــــ:)
ماهم دیگ هیچی دیگ ..
روده بر شدیم از خنده ...