❤ayda❤

@ayyyyyyyyda · ۳۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۳ رأی)

ی
یه دخی دی ماهی ۸ سال پیش
جوک

حموم رفتن زمان ما :
میرفتیم تو حمو�
یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما!
اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود!
یه عر میزدیم از سوزش،
مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر.
بعد با اون صابون زرد گنده ها که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون
تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد!
یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم!
بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو که انگار داعش به شپشا حمله کرده
بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن!
بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود!
دو لایه از پوستمونو بر میداشتن،
فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن.
بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن،
یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش.
بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم، میگفتن: ببین چه راحت خوابیده!!

ی
یه دخی دی ماهی ۸ سال پیش
پیام

یه جوری،
عاشقت میشم صداش دنیارو برداره
کسی جزتو
، نمیتونه منو آروم نگهداره
یه جوری ،
عاشقت میشم ،نتونی از دلم رد شی
نمیزارم،
که یه لحظه رو تصمیمت مردد شی
میشه هنوزم با یکی خوش بود
این حسو باتو تجربه کرد�
هرچی که باتو هست همش خوبه
دنبال غیراز تو نمیگردم.

ی
یه دخی دی ماهی ۹ سال پیش
جوک

اغا (اقا،اخا، اگا،) بنده وضعیتم قرمز بود تصمیم گرفتم برم سرویس بهداشتی پارک پولشو حساب کردم رفتم داخل دیدم نظافتچی که یه خانوم بود داشت غرغر کنان میگفت:
نگاه کن اخه چرا مردم اینطوری میکنن؟
از ایران شش تا موشک انداختن به سوریه درست خورد به هدف اما این آدما از ده سانتی نمیتونن مستقیم برینن تو چاه دستشویی
.
.
.
.
.
من:-/
مردم:(
موشک:)
نظافتچی:)))))
لایک یادت نره

ی
یه دخی دی ماهی ۹ سال پیش
جوک

یادمه یه بار سه سالمه بودمو توی ماه رمضون بودیم تقریبا نیم ساعت مونده بود تا اذان مغرب بگه بابام زولبیا بامیه به دست اومد خونه منم با خوشحالی به مامانم گفتم مامان بامیه میخوام .مامانم گفت بزار اذان بگه باهم بخوریم
اما من کم نیاوردم و دوباره گفتم بامیه میخوام دوباره مامانم گفت بعد اذان باهم میخوریم اینبار بلندتر داد زدم: مـــن بــامــیــه مـــیـــخـــوام :(((
مامانمم عصبانی شد منو خوابوند رو زمین و یه کیلو بامیه رو به زور به خوردم داد
تا صد گرم اولش که خیلی خوب بود اما بقیه رو به زور خوردم از همون موقع دیگه از بامیه متنفر شدم هنوزم بدم میاد وقتی اسمش میاد حالم به هم میخوره چه برسه وقتی که بوش بیاد یا ببینمش!
لایک:خاک بر اون سرت
لایک:واقعا که
لایک:عجب مامان عصبی داری!

ی
یه دخی دی ماهی ۹ سال پیش
پیام

من قلبمو دادم واسه اون چشمای زیبات
تو رفتی با غریبه ها نشستی
هـــــوس بـــــاز
من عمرمو دادم واسه اون نگـاه گیرات
تو یه بی لیاقتی ندیدی منو نگو نه دست بردار
اخـــــه دیـــــوونـــــــه
چرا نمیفهمی من عاشقت�
دیـــــــوونـــــــــه
کی مثل من اینجوری با تو میمونه
دیــــــوونـــــــــه
رد نشو از عشق مــــن
مصعود صادقلو(هوس باز)

ی
یه دخی دی ماهی ۹ سال پیش
جوک

فک و فامیله داریم؟
رفته بودیم خونه مامان بزرگم ساعت 1 نصفه شب بود واحد بغلیشون در آهنیشون قفل بود یه دفعه دیدیم مامان بزرگم دستشو گذاشته رو زنگشون ولم نمی کنه.بهش میگیم مادر چی کار داری می کنی می خنده میگه کسی خونه نیست که.یه دفعه دیدیم در باز شد یه مرد بنده خدا با لباس خواب اومد بیرون.مامان بزرگم با یه قیافه مظلوم نامرد به ما نگاه کرد به یارو گفت ببخشید توروخدا بچه ان دیگه...مامان بزرگه آدم فروشه داریم.فک و فامیله داریم؟

م
من دختری ام که ۹ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی پنجم ابتدائی بودم شیشه اب دار خونه ی مدرسمون رو شکوندم
هیچ کس نفهمید اخه یه دختری تو مدرسمون خیلی شبیه من بود از شانسم اونروز دوربینا هم خواموش بودن
یکی از دخترا منو هنگام شکوندن شیشه دیده بود فکر میکرده اون دخترست بعد به مدیر اسم اون دختره رو گفته بود بیچاره هم گیج شده بود و همش میگفت ای بابا من نشکوندم اخرشم ازش کثر انضباط کردن
خیلی دلم براش سوخت :(
هنوزم که یادش میوفتم ناراحت میشم
امیدوارم خدا منو بخشیده باشه

م
من دختری ام که ۹ سال پیش
پیام

شبیه تورو ندیدم
که بهم بگه عزیز�
ولی ته قصه بره و
بده فریب�
تو چشام بازم اشک بشه جمع
واسه دیدن چشاش پره درده دل�
همه چبمو بهش تکیه کنم
با کسی باشم که شده شبیه خود�
ولی حیف که دیگه غریبه شده و من
پر شزه از غریبه دور�
چرا دور شدی از من
نو کور شدی حتما
که ندیدی چقدر به تو من خوبی کرد�
یه درد نوی مغز�
به عقده با یه رفتن
یه حس بدی که همه ی شهر ردت کردن
مثل سرطان شدی واسه من
که میکشونه منو هر لحظه دایما
پیش تو پیش خاطراتمون
پیش وقتایی که تو فقط بودی واسه من
قسمتی از اهنگ سرطان