دوستای عزیزی که می رین باشگاه، تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین>>>>>
بعضیا بالاتنشون اندازه گودزیلاست پاها عین ملخ مزرعه!!!!!
@احسان009 · ۲۴۵ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۲۱ رأی)
دوستای عزیزی که می رین باشگاه، تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین>>>>>
بعضیا بالاتنشون اندازه گودزیلاست پاها عین ملخ مزرعه!!!!!
تا حالا دقت کردین هنوز بعد از ۲۰ سال آرم NEW از رو پفک نمکی حذف نشده!!!!!!!
من نمیگم زن بشینه خونه ظرف بشوره!!!!!
خب پاشه تو خونه ظرف بشوره !
یه همچین آدمه دموکراتیم من …
ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻮ ﺍﻋﻼﻣﯿﺖ ﺯﺩﻥ ((ﺟﻮﺍﻥ ﻧﺎﮐﺎﻡ ))
ﺭﻓﯿﻘﺎﺕ ﺑﺘﻮﻧﻦ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻨﺪﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻥ !!!!!!!
تو جاده داری میری بعد تابلو زده “خطر ریزش کوه”
خو الان دقیقا چی کار باید بکنیم؟
بریم؟
نریم؟
چراغ خاموش بریم؟
پیاده شیم هل بدیم؟
زنگ بزنیم راه و ترابری؟
فحش بدیم؟
تُـــف کنیم؟
نمیشه کاری کرد خو!!!
به نطر من باید به جای این تابلو یه تابلو بذارن روش بنویسن:
بیا ولی اگه کوه ریخت روت و زنده موندی نیای زر مفت بزنی
گول نزنیم خودمان را با جمله ی " تا قسمت چه باشد " قسمت : اراده ی منو توست
پسر خالم یک اردی بسییییار داغون داره همیشه ی خدا تو اوراق فروشی جولون میده 70 درصد ماشینه مال 10 تا 20 ماشینه دیگه ی همه ی کارگرهای اوراق فروشی میشناسنش وباهاش شوخی دارن یک روز که این تو اوراقی بوده یک اردی تمیز میادکارگرها هم شوخیشون گل میکنه میگن این اوراقیه این از حول حلیم میفته تو دیگ میره سر وقت اردیه چشتون روز بد نبینه چراغا . بغل درهارو باز میکنه تا میره سر وقت گلگیر جلوکه باز کنه یارو میرسه اینو چک و لگد و خلاصه پسر خالمو اوراقش میکنه 40 هزار هم ازش میگیره برا اینکه دستک راهنما با دستک برف پاکن رو از بیخ کنده بوده
خواهرم 8 سالشه مادرم سبزی خریده بود داشت پاک میکرد یک حلزون توی سبزیها بود خواهرم حلزونو برداشت گذاشت روی سرامیکهای اشپزخونه بعد حلزون که راه میرفت خواهرم صورتشو میمالوند کف اشپزخونه پشت سر حلزون بهش گفتیم چکار میکنی گفت تو فقط هیکل گنده کردی چی میفهمی از علم دارم ترشحات حلزون رو میمالونم به صورتم پوستم شاداب بشه
دو شب پیش خواب دیدم توی جنگ دارم میجنگم بعد 2 تا گلوله خورد یکی به ساق پام یکی دیگه هم به بالای زانوم بعد دوشب خدا وکیلی همون نقاط بد جوری درد دارم روم هم نمیشه برم دکتر بگم چی تو خواب تیر خوردم همین طور دارم درد میکشم نمدونم چمه
کلاس اول راهنمایی بودم یک معلم حرفه و فن که چی عرض کنم معلم اجتماعیمون هم بود وقتی که باهاش درس داشتیم کل کلاسو میبرد تو کارگاه 2 تا کیسه گونی پر لوازم تیکه تیکه ی 3 راهی برق میاورد بعد میگفت هرکی بیشتر سر هم کنه نمرشو خوب میدم هنوز پلاستیک و مارک هم میاورد میزدیم بهش پلمپ هم میکردیم میبرد بازار ولی خداوکیلی مثل زندان تو اون یکسال کار اموزی کردیم فقط فرق این با اون اینه که هیچی پول بهمون نمیداد بیگاری میکشیدیم تا نمره بگیریم
میرفتم اموزشگاه رانندگی اقا این مربیه مااز هم روز دوم این تابلوی روی سقف رو برداشت مارو برد مسافرکشی تازه بنده خدا بنایی هم داشت هر روز مارو یا می برد مصالح فروشی یا بچه های مشهد میدونن می برد خین عرب بازار اهن فروشها اهن بخره ولی به جای 2 ساعت 3.5 ساعت درروز اموزش میدیدم اینقدر حال میداد یک اموزشهای میداد حیف الان محدودیت ارسال دارم بعدا میگم
اقا یک بانکی که من توش حساب دارم یک زنه رو استخدام کرده ته بدبختی برا بانک هر دفعه میرم شانس کج ما شماره ی مارو اون میخونه همیشه ام یا 50 هزار کم میده یا زیاد میده خلاصه جاتون خالی امروز رفتم پیشش نهایت گند کاری رو انجام داد رفتم از حساب پول بردارم 60 میلیون تومن گفتم همه رو پول میخوام چون طرف معامله چرت میزد گفت باید نقد باشه منم گفتم باید تراول بدین زنه زد زیر خنده "گفت حالا ماهم پول بهت بدیم چه جوری میخوای اینا رو ببری بیرون خلاصه بعد 10 دقیقه منو قانع کردن چک بین بانکی بگیرم اقا چشتون روز بد نبینه همین که چک رو تایپ کرد و معاون شعبه امضاء کرد رفتم بیرون 15 دقیقه درگیر صفراش بودم این براچه 9 تا صفر داره بنده خدا زنه چکو 6 میلیارد ریال زده بود خداییش داشتم بر میگشتم بگم این براچی اینطوری شده همین که رفتم تو شعبه یکباره دیدم درارو بستن گفتن ایناش اومد خودشه بگیرینش یک لحطه فکر کردم دارم سرقت مسلحانه میکنم خودم خبر ندارم نامردا تو 15 دقیقه همه جا زنگ زده بودن از خونه موبایلو شماره بابامو که تو بانک حساب داشت و همه رو در اوردن تا منو پیدا کنن خلاصه چکو گرفتن 60 تومنو دادن گفتن بگیر فقط برو یک چند روز این دوروبر پیدات نشه (ولی داشتم میلیونر میشدم ها)
هیچی بهتر از این نیس که لنگ ظهر از خواب بیدار شی
.
.
ببینی تو خونه بوی قرمه سبزی میاد ^_^
قاضی به حیف نون میگه : برای چی رفته بودی توی دستشویی بانوان !؟ مگه خودت ناموس نداری !؟
حیف نون میگه : اقای قاضی باور کنید من اولین بار بود که از دستشویی عمومی استفاده میکردم ! دقیقا نمیدونستم چی به چیه !
قاضی میگه : چه ربطی داره !؟ مگه سواد خوندن نداری !؟
حیف نون میگه : آقای قاضی شما بگید گناه من چیه ! اینجا که من رفتم رو درش نوشته بود زنا نه ! رو در اون یکی دستشویی هم نوشته بود مردا نه !
خوشحالی غضنفر از گرانی روغن و اظهارنظرش:
میدونستم این روغن سوخته ها که از بچگی نگه میداشتیم بالاخره به یه دردی میخوره!!
به طرف میگن : تا حالا کنار دریا عکس گرفتی میگه : نه ولی دریا زیاد کنار من عکس گرفته!!بهش میگن : یعنی چه مگه میشه: میگه بابا دریا همسرم رو میگم دیگه!!!
سلام بچه های 4 جوک احسان هستم دوست دارم منم تو جمع خودتون راه بدین 1 سال میام 4 جوک 6 ماه بیشتره عضوم باور میکنین همیشه به خودم میگفتم خدایا این پاتوق دوستان چه جوری باید کامنت بگذاری این بچه ها اینقدر کامنت میگذارن تا چند روز پیش رفتم اس ام اس بفرستم دیدم تو موضوع نوشته پاتوق دوستان خلاصه یاد گرفتم خوشحالم میشم منم بپذیرین
فال حافظ!نیت کن…………..به جهنم گر غمت پایان ندارد!!به درک گر سرت سامان
ندارد!!بخندم من به این دنیای فانی !!که ضایع تر از این امکان ندارد!!!
حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی!یکم عصبانیه!!منظوری نداره!!
نگاه اولت بر من اثر کرد، نگاه دومت دیوونهام کرد، نگاه سومت عاشقترم کرد، اه،
گندشو در آوردی، نگاه آخرت دیگه هیزبازی بود!!!!!""""::::
با داداشم داشتیم ناهار کالباس میخوردیم بهش گفتم : احمد برو یه چیزی بخر این کالباس لامصب بره پایین !
آقا رفته یه پاکت شیر با طعم طالبی خریده !!!
...........................................................
آخه حماقت تا کجا !؟
کالباس+شیر(با طعم طالبی)=ناهار دلچسب