ا
احسان ۱۳ سال پیش
جوک

اقا یک بانکی که من توش حساب دارم یک زنه رو استخدام کرده ته بدبختی برا بانک هر دفعه میرم شانس کج ما شماره ی مارو اون میخونه همیشه ام یا 50 هزار کم میده یا زیاد میده خلاصه جاتون خالی امروز رفتم پیشش نهایت گند کاری رو انجام داد رفتم از حساب پول بردارم 60 میلیون تومن گفتم همه رو پول میخوام چون طرف معامله چرت میزد گفت باید نقد باشه منم گفتم باید تراول بدین زنه زد زیر خنده "گفت حالا ماهم پول بهت بدیم چه جوری میخوای اینا رو ببری بیرون خلاصه بعد 10 دقیقه منو قانع کردن چک بین بانکی بگیرم اقا چشتون روز بد نبینه همین که چک رو تایپ کرد و معاون شعبه امضاء کرد رفتم بیرون 15 دقیقه درگیر صفراش بودم این براچه 9 تا صفر داره بنده خدا زنه چکو 6 میلیارد ریال زده بود خداییش داشتم بر میگشتم بگم این براچی اینطوری شده همین که رفتم تو شعبه یکباره دیدم درارو بستن گفتن ایناش اومد خودشه بگیرینش یک لحطه فکر کردم دارم سرقت مسلحانه میکنم خودم خبر ندارم نامردا تو 15 دقیقه همه جا زنگ زده بودن از خونه موبایلو شماره بابامو که تو بانک حساب داشت و همه رو در اوردن تا منو پیدا کنن خلاصه چکو گرفتن 60 تومنو دادن گفتن بگیر فقط برو یک چند روز این دوروبر پیدات نشه (ولی داشتم میلیونر میشدم ها)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.