ولی دنیا ارزششو نداره که؛
اشک مادرتو در بیاری و موهای باباتو سفید کنی …..
@پریساا · ۹۹۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۸۵ رأی)
ولی دنیا ارزششو نداره که؛
اشک مادرتو در بیاری و موهای باباتو سفید کنی …..
دختری که دلش با یکیه
با یکی بهتر از اون خوشبخت نمیشه
چون همش چشمش دنبال زندگیه که میتونسته بااونی که دوسش داره داشته باشه!!! :)
+بفهمین...
هیچکس رو برای کاری که کرده سرزنش نکنید
بجز اونایی که پدرمادرشونو بردن خونه سالمندان...
مامان، مناسبتنگهدارِ عجیبترین مناسبتهای ایران و جاهانه. وویس فرستاده که «عزیزدلم با تاخیر روز عاشقان کتابو بهت تبریک میگم.» بعدِ یه مکث طولانی، با بغض میگه: «به خودمم تبریک میگم که کتاب زندگی منی و من عاشقتم.»
چیه مادر آدم؟؟؟
بدترین حال ممکن وسط بودنه ،
یه جایی که نه خوبی و نه بد ،
یه چیزی هستی بین این دو که نمیتونی تعریفش کنی ،
نمیتونی توضیحش بدی ،
نمیتونی بفهمونی که چی داره به سرت میاد .
نه سقوط میکنی و نه صعود.
مثل مورچهای که افتاده توی ظرف عسل..
خدای من همین جاست
در همین کوچه
کمی پایینتر
کنار خانه زنی که کسی را ندارد کمکش کند
باید برو�
خدا منتظراست...
آقازاده اونی نیست که پدر پولدار و پرنفوذ داره ، آقازاده ماییم که باباهای زحمتکش و مرد داریم...
مادرم میگفت
وقت تنهایی خدا را یاد کن
و من هر شب به یاد مادرم بودم!...
کاش من هى پیر میشدم و مامان و بابام هى جوونتر...
یک سلامی هم بکنیم به اون دخترای بامرام که باجیب خالی پدر
ساختن ولبخند زدن ولی
پیش وجدانشون شرمنده نشدن ❤️
شما باعث افتخارید..
دیگه وقتشه با این گرونی سیگار برگردیم به کودکی همون لوله خودکار بیک یا همون چوب شورمونو بذاریم دهنمون ادای کشیدنشو دراریم
یک نفر نیست
کمی دست به مویم بکشد..
و بپرسد که چرا..
باز چرا حیرانی..
???? .
عذاب وجدانی که بعد از بحث با پدرمادر به وجود میاد در حد مرگ کشندهس ...
میگن پاستیل واسه کلیه خیلی بده. اقا اگه دوست دخترتون رو دوست دارید واسش پاستیل نخرید.
یه ربع قهرو تحمل کنید ولی به جاش یه عمر با پول فروش کلیهش زندگی کنید(:
خرج و مخارج پس از زایمان انقدر سنگین شده که پدر هم افسردگی پس از زایمان میگیره...
پدری که درآمدش کمه ولی چندجا کار میکنه تا بچه ش بتونه دانشگاه بره، خدای روی زمینه...
اگه هنوزم صدای کلید باباتو به در خونه میشنوی یعنی خوشبختی :)..
ميدوني ، نه معذرت خواهي ترس داره نه فش مادر دادن
ولي اينجاش بستگي به بابات داره چجوري بزرگت كرده باشه .....
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ...
اگر تمام عالم هم بگویند
#تُ اشتباهی
هزاران بار دیگر تکرارت میکنم....