دوست دارم با فردی ملاقات کن�
که بتوانم کلاهم را بهنشانه احترا�
از سر بردارم و بگویم:
متشکرم که متولد شدی،
هرچه بیشتر زنده باشی،
بهتر است.
چنین افرادی بسیار کمیاب هستند
????ماکسیم گورکی
@پریساا · ۹۹۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۸۵ رأی)
دوست دارم با فردی ملاقات کن�
که بتوانم کلاهم را بهنشانه احترا�
از سر بردارم و بگویم:
متشکرم که متولد شدی،
هرچه بیشتر زنده باشی،
بهتر است.
چنین افرادی بسیار کمیاب هستند
????ماکسیم گورکی
دوران طفولیت بابام برام یه لباس خرید منم با ذوق پوشیدمش دویدم تو خیابون پوز بدم که یهو خوردم زمین لباسم خونی شد با بغض بلند شدم گفتم بابا خون با چی پاک میشه؟ گفت با خون؛ خلاصه انقد گرفت زد که خون بالا میاوردم...
رِفِیْقْ کسیه که به چرت و پرت هات کاملا گوش میده
و بهت میگه که اینا چرت و پرته
و دوباره به چرت و پرت هات گوش میده...
اهمیت نمیدم که چقدر زیبایی …
اگر شخصیتت زشته خودتم زشتی.
از رها کردن نترس!
باورکن هیچکس نمیتواند چیزی که مال توست را از تو بگیرد و تمامِ دنیا نمیتوانند چیزی که مال تو نیست را برایت حفظ کند...
احساس میکنم یه تیکه از وجودم،
درون اون زندگی میکنه...
شاید حواسمه
شاید افکارمه
شاید هم قلبم!.
هر وقت خواستین عکس خوراکی توی فضایمجازی بذارین قبلش به اون پدری که اون روز پولی نداره و بچهش بعد از دیدن عکس شما همونو از باباش میخواد هم فکر کنین...
سختترین قسمتش این بود که از خواب بیدار بشی بدون اینکه کاری واسه انجام دادن داشته باشی.
ولی شاید فردا زندگی کردم، خدافظ...
ما برای رنج کشیدن آفریده شدهایم؛ ولی به دنبال لذت بردن میگردیم. باید قبول کنیم تنها راه ادامه دادن، لذت بردن از رنجهاییست که میکشیم...
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
اگر توی زندگی چیزی یا کسی رو میخواهید، واقعا، کامل و بیمهابا بخواهیدش؛ نصفه و نیمه، محافظهکارانه، حسابگرانه،
دو به شک و مشروط چیزی رو خواستن از نخواستنش بیفایدهتر و ناامیدکنندهتره..
کامو توی «طاعون» همهگیر شدن درد رو طوری شرح میده که خیلی شبیه این روزهای سیلزده و نفرینشدهی ماست. میگه:
“پس از این هراسهای طولانی گویی قلب هرکسی سخت شده بود و در کنار نالهها راه میرفت یا میزیست، چنانکه گویی این نالهها، زبانِ طبیعی انسانهاست...”..
تناسخ است یا تکامل؟
که در سی سالگی
هزار سال زندگی کرده ایم ….
یاد کنیم از پدری که هر سال
موقع خرید لباس عید، به همسر و بچه هاش پول میداد و میگفت:
هر چی خواستید بخرید، من بعداً میخرم ولی اون بعداً هیچ وقت نمیرسید
شما از روز داوری الهی سخن میگویید؟
من بدون ترس و نگرانی در انتظار آن روزم.
من چیزی را دیدهام که به مراتب از آن سختتر است؛ من داوری آدمیان را دیدهام...
میگن که وقتی با عشق زندگیت برخورد می کنی، زمان متوقف میشه!
و خب این حقیقته....
اما چیزی که نگفتن اینه که وقتی دوباره زمان به حرکت بیوفته و بخوای به عشقت برسی، خیلی خیلی خیلی سریعتر از اون که فکرشو بکنی جلو میره..
من عجلهی مرگِ خود بودم،
و ای دریغ که زندگی را
دوست میداشتم !
آیا تلاشِ من یکسر بر سرِ آن بود،
تا ناقوسِ مرگِ خود را
پُرصداتر به نوا درآورم ؟
من پرواز نکردم،
من پَرپَر زدم !
#احمد_شاملو
پدر مادرت هرکاری که میتونستن با تمام وجودشون برای تو کردن
اونارو به خاطر کارایی که نتونستن برات بکنن سرزنش نکن..
وقتی یه لباسی رو دوس داری اما میدونی پولشو نداری بخری همیشه دلت پیشش میمونه،
اما وقتی بری پرُو کنی ببینی که بهت نمیاد دیگه بهش فکر نمیکنی...
متوجه ای که؟
????
مادربزرگم میگفت فقر سلیقه میآورد. میگفت شخص فقیر مجبور است دار و ندارش را بزک کند تا واقعیت کریه زندگیش نمایان نشود. مجبور است از داشتههای ناچیزش زیبایی بیافریند تا زشتی زنندهی نداشتنش به چشم دیگران نیاید و همین است که از سر اجبار صاحب سلیقه میشود.
راست میگفت.
شاید...