بيا كه هر دو
به نوعی شانه محتاجي�
دوباره موی تو
و حال من
پريشان است ...
@abedi1371 · ۱۸۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۰ رأی)
بيا كه هر دو
به نوعی شانه محتاجي�
دوباره موی تو
و حال من
پريشان است ...
قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا
فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول
چو بر در تو من بینوای بی زر و زور
به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول
کجا روم چه کنم چاره از کجا جوی�
که گشتهام ز غم و جور روزگار ملول ...
جا برای من گنجشک
زیاد است ولی
من به درخـتان خیابان تو
عادت دارم ...
عهد بستم
نفسم باشی و
من باشم و تو ...
ای كه بی تو
نفسم تنگ و
دلم تنگ تر است ...
بیا که در غم عشقت
مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم
چه ناخوشم بی تو
شب از فراق تو می نالم
ای پری رخسار
چو روز گردد گویی
در آتشم بی تو ...
به هوش بودم از اول
که دل به کس نسپار�
شمایل تو بدیدم
نه صبر ماند و نه هوشم ...
دیده را
فایده آنست که دلبر بیند
ور نبیند چه بود
فایده بینایی را ...
در عاشقی گریز نباشد
ز ساز و ســوز
اِستاده ام چو شمع،
مترسان ز آتشم ...
من آن نیم که
حلال از حرام نشناس�
شراب با تو حلال است و
آب بی تو حرام ...
"سعدی"
ای یار دوردست
که دل می بری هنوز
چون آتش
نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده
بر آیینه ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان،
سری هنوز
ای یار دوردست
که دل می بری هنوز
چون آتش
نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده
بر آیینه ات زمان
در چشمم از تمامی خوبان،
سری هنوز
هميشه در خيال من
ز شعله گرمتر تويي ...
چه گرم دوست دارمت ...
من
سراپا
همه زخم�
تو سراپا
همه انگشت
نوازش باش ...
خیال در همه عالـــ�
برفت و بازآمــــد
که از حضور تــــــــــو
خوشتر ندید جــــــایی را ...
برای تو
برای چشمهایت
برای من
برای دردهای�
برای ما
برای این همه تنهایی
ای کاش خدا کاری کند ...
مرو ز پیشم و هرگز مکن فراموش�
من آن شراب زده عاشقم،
تو آن معشوق
که از صراحی چشمت مدام می نوشم
بیا به پیش من ای دوست
زمانه دشمن خوست
بیا
بیا
که ترا من
به وسعت دریا
به وسعت دنیا
به وسعت همه کاینات
دارم دوست ...
دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگ رخت زمانه زندان منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان منست ...
ای گریه ی شب های مناجات من از تو
لبخند تو آمین دعای همه ی ما
تنها نه من از یاد تو در سوز و گداز�
پیچیده در این کوه صدای همه ی ما
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتی�
اما تو بکش خط به خطای همه ی ما ...
آرامش جان
اين بهترين تعبير
از تمام توست ...
با من که به چشم تو
گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای "قلب" مرا
برده به تاراج
ای موی پریشان تو
دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند
این شب مواج ...