باز هم کشته و بازنده ی
این جنگ من�
که تو با لشکر چشمانت و
من یک نفرم ...!
@abedi1371 · ۱۸۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۰ رأی)
باز هم کشته و بازنده ی
این جنگ من�
که تو با لشکر چشمانت و
من یک نفرم ...!
باد ورق های شعرم را
باخود برد
فردا تمام شهر
عاشقت میشوند...
بامت بلند باد
که دلتنگیات مرا
از هرچه هست غیر تو
بیزار کرده است ...
به تو فکر می کن�
و دلم پر می شود از تنهایی
همچون برکه ای
که به تصویر ماه
دل بسته است ...
در نگاهم اگر نیستی
در خیالم سرشاری ...
و این قانون دوست داشتن است ...
بهار آمده اما
من دلم هنوز بهار می خواهد
بیا
بیا به هم دروغ بگوییم
من بگویم : بهار شده
تو باور کنی، بیایی!!
بهار چشم های تو بود
پلک می زدی شکوفه می ریخت.
حالا انگار
روی زمستان گیر کرده است
سوزن فصل ها!
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندار�
منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت
همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کار�
ز غم تو همچو شمعم که چو شمع در غم تو
چو نفس زنم بسوزم چو بخندم اشکبارم ...
چـــون سیــــب رسیـــده ای
رهــــا شـــده در رویـــا
بـــا رود مـــی رو�
کـــــاش
شــاخه ای کــه از آب مـــی گیـــرد�
دســـت « تـــو » بــــاشد ...
این روز ها هوا آنقدر آلوده است
که همه می دانند تو رفته ای ...
تمام شهر را هاله ای از نبودنت پر کرده است ...
آخرین سبزه های امیدم را
گره می زنم به دعای فرج ...
می دانی آخر،
مرگ و زندگی یک شهر به قدم های تو بستگی دارد !
برگرد ...
انصاف نباشد
که در این شهر دَرَندَشت
ضرب المثلِ
" سوزنِ در کاه " تو باشی ...
هــر کســی را
بهر کاری ساختند
کار مــن دیوانه ی او بــودن است ...
چون
یاد
تو
می آرم ؛
خود،
هیچ
نمی مانم ...
دلی که پیش تو ره یافت
باز پس نرود
هوا گرفته ی عشق
از پی هوس نرود
به بوی زلف تو دم می زنم
در این شب تار
وگرنه چون سحر�
بی تو
یک نفس نرود ...
ای که نزدیکتر از جانی و
پنهان ز نگه ...
هجر تو خوشترم آید
ز وصال دگران ...
ای که نزدیکتر از جانی و
پنهان ز نگه ...
هجر تو خوشترم آید
ز وصال دگران ...
برون نمی رود
از خاطرم خیال وصالت
اگرچه نیست وصالی
ولی خوشم به خیالت ...
جوانه زده
گلدان کوچک�
دلم کمی بهار می خواهد
نمی آیی؟
صد فصل بهار آید و
بیرون ننهم گام !
ترسم که بیایی تو و
در خانه نباشم ...
تو بيايی
همه ی ثانيه ها،
ساعت ها،
از همين روز،
همين لحظه،
همين دم ،
عيدند ...
تاریخ، بی حضور تو
یعنی دروغ محض
سال هزار و چند که
فرقی نمی کند!