زنـدگـی با عشــق قشـنگتــره....
اما شک نکـنید بـدون عـشق مــوفقتره...
:)
@asemoonesh · ۱۲۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۳ رأی)
زنـدگـی با عشــق قشـنگتــره....
اما شک نکـنید بـدون عـشق مــوفقتره...
:)
مراقب رفتــاراتون بــاشید....
زمـیــن بــدجوری گـــرده....
بـــدجــوری....
خوشبخت زنــدگی کــردن بــزرگترین انــتقام از آنـهاییست کـــه لیــاقتت را نداشتــند...
راست میگفت
تابستون کوتاهه....
آخرین جمعه شم تموم شد
امید که لذت برده باشید از روزایی که گذشت...
تموم شدنِ یه روز یه هفته یه ماه یه فصل....
اینو یاد آوری میکنه که
روزها...ساعت ها...لحظات میگذره
توام باهاش همراه شو
نمون تو گذشته....نمون تو خاطرات...جلو جلوام ندو ...
همین حالو بچسب تا حالت خوب باشه.
#دورازحاشيه
بعضي دوست دارما
يه حال عجيبي دارند.
بعضي دوست دارما
يعني : همه چيز مني
يعني: باهات آروم ميشوم.
يعني: ميشه فردا دوباره ببينمت!؟؟ميشه تا صبح كنار هم باشيم!؟؟
اصلا كاش ....هميشه ماله هم باشيم.
ولي يه دوست دارمايي هم هستن كه
ديگه دوست نداري بشنوي
تو رو ياد يه چيزايي ميندازه كه مدت هاست
داري فراموششون ميكني
ياد يه كوچه، يه خيابون، يه كافي شاپ، يه گل مخصوص، يه عطر خاص، كنار يه ادمي كه يه روزي تو رو ميخواست
بعضي دوستت دارما
خيلي نامردن،
خيلي، خيلي، خيلي
صدای باران بود و خیسی صورت من
هوای دو نفره پاییزی و من و خاطرات�
قدم میزدم که نگاهم به نگاهی آشنا گره خورد
آن هم چه آشنایی
آشنایی که این همه سال محکوم به غریب شمردنش بود�
من با قول و قرار هایمان خو گرفتم و تو انگار وفادار نبودی
صدای قهقهه تان گوش فلک را کر میکرد.....
چرا با دیدنم خنده از میان لب هایت رفت؟
آن چیز براق اشک بود که در چشمانت حلقه زد؟
یعنی پس از این همه سال
جای خاطرات تو هم درد میکند ؟
ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟﺸﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ...
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻣـ ے ﭘﻮﺷﻨﺪ ...
ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ...
ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﺍﺳﺖ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑـــــرﻕ ﻣﯿﺰﻧﺪ ...
ﻣﺪﺍمـ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ...
ﻣﺪﺍمـ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ...
ﺍﻣــــﺎ ...
ﺍﮔﺮ ﺗﺮﮐﺶ ﮐﻨـ ے...
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﯾﺒﺶ ﺩﻫـ ے...
ﺍﮔﺮ ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨـ ے...
ﺍﮔﺮ ﺩﻧﯿﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻬمـ ﺑﺮﯾﺰے ...
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﮐمـ ﮐمـ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻣـ ے ﮐﻨﺪ ...
ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎے ﭘﺮ ﺯﺭﻕ ﻭ ﺑﺮﻕ ﺗﺮے ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ...
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺗﻮے ﻋﮑﺲ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ...
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﻫمـ دﯾﮕﺮ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ...
ﺗﻠـــــﺦ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﻋﻤﯿــﻖ ﻣﯿﮕﺬﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺎﺩﮔـ ے ﻫــــﯿﭽﮑﺲ ﭼﺸﻤﺶ ﺭﺍ
ﻧﻤـ ے ﮔﯿﺮﺩ ...
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻟـــ ے ﺍے ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺴﻨﺪﺩ ...
ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻟـــ ے ﺭﺍ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻓﺮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍے ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩے ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷـ ے ﺗﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺒﯿﻨﺪﺕ ...
ﭼﻬﺎﺭ ﺷﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷـ ے، ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ...
ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰے ﺩﻝ ﻣﯿﺒﻨﺪﻧﺪ ﺟﺰ ﻗﻠـــــ❤ـــــﺐ ...
ﺟﺰ ﻋﺸــــــــــق ...
ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻟـــــﺸﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ...
ﺳـــــــﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳـــــــﺎﺩﻩ ﻧﮕـــــﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ.. ...
ﭼﻮﻥ ﻫﯿﭻ ﺩﺧﺘﺮے ﻭﻗﺘﯽ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﻟﻪ ﺷﻮﺩ، ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﺎﺷﻖ
ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ...
ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻫمـ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...
ﺳﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳـــــﺎﺩﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ
من بی ادعا بی پناه اومدم تو دنیات
هر کجا اشتباه کردی موندم به پات
مثه تموم آدمها تو هم بودی ادعا
تو هم کردی اشتباه
مثله من
یکی مثل من همه دنیاش خلاصه تو چشمات
یکی مثل من دنبال اعتماد تو حرفات
یکی مثل من واسه تو خوبه
یکی مثل من واسه خودم بد
جای دنیا رو با تو عوض کرد
پشیمونم بـــــــــد
SHERRY M
:)
قرار بود جای این زخم ها خوب شود...
قرار نبود که بعد از این همه سال
یک روز صبح وقتی من حوالی خیابان ولیعصر منتظر تاکسی ام،
با عجله و بی حواس
شانه های مردانه ات را که پوشانده ای لای پولیور سرمه ای
بزنی به بازوی من،
من پرت شوم روی زمین،
کلاسور زوار در رفته ام پرت شود چند قدم آنطرفتر،
تو تازه به خودت بیایی
کلاسور را برداری، برگردی سمت من که دارم با دلخوری از روی زمین بلند میشو�
همینطور که داری کلاسور را میدهی دستم بگویی:
خیلی عذر میخوام خان�
من سرم را بلند کنم که بگویم:
آقا حواست کجاس؟!...
که مات بمانم...
که مات بمانی...
که خیابان ولیعصر با همه آدم ها و ماشین هایش در یک آن لال شود...
که صورتت مثل گچ سفید شود و آن شکستگی بالای ابروی سمت راستت که هر وقت عصبی میشدی می پرید، شروع کند به پریدن
که من تازه بفهمم در این سال ها جزئیات صورتت را فراموش کرده بود�
نفسم بند بیاید... و تو با صدایی که انگار از ته چاه درمیاید بگویی: سلام...
من ضربان قلبم برسد به حدی که نتوانم بگویم سلام...
سرم را بیاندازم پایین
چشم بدوزم به پوتین هایی که آن سال زمستان باهم از همین خیابان ولیعصر خریدی�
تو این پا آن پا شوی
من صدایت را بشنوم که میگویی: حلالم کن
کلاسور را بدهی دست�
و به آنی پوتین هایت از جلوی چشمم فرار کنند...
قرار بود فقط فراموشت کنم،
قرار ما این نبود که بعد از این همه سال
تازه از این به بعد
خواب هایم از صدای کسی که میگوید حلالم کن
با افکتِ پوتین های سرآسیمه
آشفته شود...
پشت هــرآدمی یــه گذشــته ای هست کـــه نمیخواد تکرارش کــنه
سعی کنــین شــما شخــصی نـباشین کــه یــادش میـندازیـن
بایـــد درحالی کـــه برای همــه حــرفای دیــگران احتــرام قائــلی...
هیـــچکــدومشم واســت مـهم نــباشه
ㄟ(ツ)ㄏ
قشنگ نیست....
اینکه یکیو یه مدت طولانی ندیده باشی و هنوزم دوست صمیمی حسابش کنی...
......
بعد ببینیش....
میفهمی تو دیگه دوست صمیمی اون نیستی
...
اصلا قشنگ نیست :(
تــوخیابـون دسـتموگــرفتوآروم گــفت:
بـه اندازه ی تـمومه آدمـایی که الان دورمون هستن دوست دار�
دورمو نگاه کردم پـرازآدم بـود
خنـدیدمودستشومـحکمتــرگرفتـ�
تـاآخرش لبخـندرو لـبم بـودو باهم قــدم زدیــ�
شب تـو چتـ صـداش زدم..
گفت:جانم؟
گــفتم:«بیشترآدمــا شب میرن خونه اون خیابون الان خلوته خلوته..
اگه یــروزی شب اومدسراغمون..
اگه دوست دارمارفتن خونشون..
دستمو محکم بگیرو ول نکن
یه کارتن خوابم همیشه توخیابون دلمون بمونه بسه
فقـط کافیه تاصبح دست همو ول نکنیم..
کاش تا صبح دووم میاوردیم عزیزه من...کاش
مردم میگویند:
"آدمهای خوب را پیدا کنید و بدها را رها"
اما باید اینگونه باشد،
"خوبی را در آدمها پیدا کنید و بدی آنها را نادیده بگیرید"
هیچکس کامل نیست
گــاهی دلــم میـخواهد خــودم را ب خــواب بـزن�
و تـــو آرام بیــایـی بالای ســرم وعــاشقانه بــنگری مــرا...
و مــن ناگـهان چشمــهایم را بــاز کنــم و بگویــم:
«پــــخــخــخ»
و تــو سکتــه کــنی بمــیــری رااااحتــشم..وااالا انقد بدم میاد ازت
کار درستــــــــو خـــــــــــــــــــدا میــکنه...
جــــــــواب هیچــکــسو نمیـــده
بــه هــمه هــم محــبت میــکنه...
سختتــرین کار دنیـــا کنتـــرل خنـــده در لحــظات مهــــمه...
^_^
جلـــــــــــو میــــرن ثــانــیه هـا بـی تــو آروم عزیــــــــــز�
تــو خـــــوبه حـــالتــو من داغــونــو مریــضم...
قــــــــــانــــون نـــــــداره نـــــــــــــه....
نمــیـگــذره اگــــه چشــــامــون نبـــاشـــــــه تـــــــــــر...
:(
تو حق داري بترسي
تو حق داري شكست بخوري
تو حق داري ناراحت بشي
تو حتي حق داري گريه كني
اما حق نداري تسليم بشي
استــــــــاد بهنــــــام زنـــــده دل
هرازگاه
خودت را هَرَس کن...
شاخه های اضافیت را بچین...
پای تمام شاخه بریده هایت بایست..
باغبانی کن خودت را...
خاطرات بدت را...
سَبُک کن فکرت را...
حساب و کتاب کن...
خوبیهای زندگیت را جمع کن...
آدمهای بدِ زندگیت را کم کن...
همه چیز خوب می شود...
قول میدهم..
خوب ... خوب... خوب
✨✨✨✨