h

hamideh

@hamideh-k1010 · ۱۰۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۴ رأی)

H
Hamideh-k1010 ۱۰ سال پیش
جوک

یادش بخیر،قدیما اتوبوس حرمت داشت!
دیروز سوار اتوبوس شدم یه لحظه حس کردم رفتم توسرویس مدرسه دخترونه،
نگو اتوبوس مختلط شده،دخترا اومدن تو قسمت آقایون،حالا بگذریم ک مردا جا نداشتن بشینن،
أصن یه وضی بود اونجا،
مسئولین رسیدگی کنن لطفأ...
والا بوخودا چهارساعت تو ایستگاه سرپا هستیم به امید نشستن رو صندلی اتوبوس!

H
Hamideh-k1010 ۱۰ سال پیش
جوک

دوست بابام تعریف میکرد،یه شب وقتی خوابیده بوده نصفه شب احساس خفگی وتشنگی میکنه ،چشماشو باز میکنه میبینه همه جاتاریکه وسکوت عجیبی فضارو پر کرده،تامیاد بلند بشه سرش میخوره ب یه چیزی،یه لحظه باخودش فکرمیکنه مرده و روش سنگ لحد گذاشتن ،شروع میکنه به عربده کشیدن و دست و پا زدن که یدفه یکی موهاشو میکشه ،اینم فک میکنه فرشته عذابه بادادو فریاد گریه میکرده،که زنش میگه مرتیکه چته نصفه شبی داد میزنی چرا رفتی زیر کمد خوابیدی ، سرتو گرفتم کمک کنم بیای بیرون،ولی دوست بابام تاچند روز از ترسش مریض شده بود. ازگناهانشم دست کشیدو توبه کرد.

H
Hamideh-k1010 ۱۰ سال پیش
جوک

دوستم صندوقدار پیتزا فروشیه،حالا مکالمش بایکی از مشتری ها!
مشتری:خانوم ببخشید اگه میشه بگید پیتزای منو برشته کنن.
دوستم با اعتماد ب نفس و کلی کلاس گذاشتن برای مشتری، داد میزنه عباس آقا اگه میشه پیتزای این آقارو فرشته کنید!!!(عباس آقا پسرجوانی که کارگر پیتزا فروشی بود و آدمی خنثی بود و حتی لبخند هم نمیزد پس از شنیدن این جمله هلیکوپتری میزد، حالا بگذریم از مشتریه که زمینو گاز زده بودو دوستم که خودش ازخنده تشنج کرد)

H
Hamideh-k1010 ۱۰ سال پیش
پیام

اون زمان که من فروشنده لوازم آرایشی بودم.(اون روزا تازه پسرا کاربرد لوازم آرایشی رو فهمیده بودن)یه پسری اومدتومغازه اولش پاش گیرکردبه در نزدیک بودپخش بشه.سریع گفت سلام خانم ریمل دارید؟گفتم بله ،ضدآب مارک بوووق و... ریملارو گذاشتم رومیز.پسره گفت ازاین ریملامیخوام که قیچی داره(آقامنظورش فرمژه بود)گفتم فرمژه میخوای؟براش آوردم.گفت بله قیمتش چنده؟گفتم 3تومن.گفت پس یه مدادچشم بدید لطفأ.
من0_o
ریمل و فرمژه @_@
مدادچشم بدبخت که حس میکردپسره جای رژلب ازش استفاده میکنه+_+