خخخخ تف ( علامت اختصاصی)
تو خیابون پلیس داشت به هر ماشینی که خلاف میکرد بلند تو بلندگو تذکر میداد،حالا داشته باشین:
- پراید هوووووی پراید پرااااااییدددد آرومتر موندم کی به تو گواهینامه داده
@Fatmeh b · ۱۷ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۲۲ رأی)
خخخخ تف ( علامت اختصاصی)
تو خیابون پلیس داشت به هر ماشینی که خلاف میکرد بلند تو بلندگو تذکر میداد،حالا داشته باشین:
- پراید هوووووی پراید پرااااااییدددد آرومتر موندم کی به تو گواهینامه داده
خخخخ تف ( علامت اختصاصی)
یکی از فانتزیام اینه وقتی درحال خونه تکونی هستیمو داریم زیر میز یا جاهایی رو تمیز میکنیم که به چشم دیده نمیشه،دستمون به محتویات چند روز پیش گیگیلی های اعضای خانواده نخوره.لامصب کوفتمون میشه.
لایک: اوووووووووف راس میگی
لایک: عوووووق بالا آوردم.
(*_*)والاع بوخوداااا
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
وقتی توقرعه کشی واسه انتخاب مبصر در میای(:_:)
وقتی کتك خوردی(#_-)
وقتی که بهت یه چیز میگن ازتعجب شاخ در میاری(!_!)
وقتی امتحانی روکه مطمئنی بیست میشی کم میگیری(@_@)
وقتی احساس شادی میکنی (۸_۸)
وقتی پستات زیاد لایک نمیخوره(o_o)
وقتی من پست میذارم لایک نمیکنی اینجوری میشم(۰_۰)
خخخخ همت کنید دوستان.این همه زحمت کشیدم فرداامتحان دارم هیچی نخوندم اومدم واسه شماپست میذارم.خخخخ
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
یه پست شکلکی خدمت دوستان
وقتی داری تقلب میکنی یهو معلم میاد(٫_٫)
وقتی که بهت میگن توامتحان صفر شدی(’_°)
وقتی بهت میگن خعلی بیمزه ای(ó_0)
وقتی بهت میگن چه خوشگلی(؛_؛)
وقتی بهت میگن مسخره(-_-)
وقتی خوابت میاد ولی نمیتونی بخوابی(©_–)(z_z)
وقتی تعجب میکنی(*_*)
اگه زیاد لایک بخوره بیشتر میذارم.این دیگه به همت شما بستگی داره.خخخ(+_+)
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
تو فامیل یه نفر جای اسم نامزد دختر خالمو به جای سعید نوشت عشششقققمم رضا وباعث شد که میونه ی دختر خالمو نامزدش بهم بخوره.هر کسی که اینکارو کرده قطعا شخص بیشعوری بوده.
...........مدیونی اگه فک کنی من چون با دخترخالم دعوام شده بود اینکارو کردم.:(((
لایک نمیخوام فقط فک نکنین یه وقت کار خودم بوده.
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
نمیدونم تو خونه شمام این مشکل هست یا نه...
بابا:وای یه لیوان چای بریز بیار دخترم. بعد ازریختن چای. بابا:این چه چاییه؟رنگ نداره سرده کهنست...
مامان:دخترم ما میریم خرید تاما برمی گردیم دستی به خونه بکش. بعد از برگشتن از خرید مامان:دختر،مگه من بهت نگفتم خونه رو تمیز کن؟؟(حالاکار کردیم خودمونو کشتیم!) بابا:پسرم پاشو برو نون بگیر. بعد ازخرید نون. بابا:این چه نونیه؟خمیر شده وامیره.به تو هم میگن مرد؟؟؟؟ مامان:پسرم پاشو برو خرید بعداز آمدن از خرید. مامان:چراانمک نگرفتی؟؟؟؟دست وپا چلفتی..
حالا خودمونوکشتیم آخرشم این نصیبمون میشه:بیست سال زحمت شمارو کشیدیم آخرشم شدین ببببوووووقققق (شرمنده طولانی شد اما حقیقته)سلامتی هرچی مادر وپدر زحمتکش.و من الله توفیق)):((((((
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
تو خونه ما که اینطوریه:
روی پیشونی فرشته ها نوشته*هر کی پسر داره جاش وسط بهشته
از آسمون می باره در و طلاوگوهر*زر وسیم ونقره وقتی میخنده پسر
یکی یدونه پسررررر چراغ خونه پسرررر ماه آسمونه پسرر پسر پسر پسر...
یعنیا دااااغونم دااااااغون.....
همدرداش:لایک
تبعیض تاااا کجااا
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
عاقا این پشه ها(اکثرا پشه ها عاشق من ان چون همش دور و ورمن)مگه منو ول میکنن.سر کلاس زیست بودیم یهو یه پشه پیداش شد.جونم براتون بگه که دبیرمون یه ذره جوونه وکم تجربه.این پشه هه اومد نشست رو کتابم(کتابم باز بود وسطش نشسته بود)بعد اومدم طبق معمول حرکت تکنیکی بزنمو بکشمش واصن حواسم به اطرافم نبود نگو دبیرمون اومده بوده سر میز من اون جاهایی که درس میدادرو دستشو گذاشته بود روش رو کتابم(نمیدونم فهمیدین یا نه)بعد من یهو کتابو محکم کوبوندم رو همو بستم و خوشحال از اینکه پشه رو کشتم زده بودم دست معلممون.هیچی دیگه چه باد خنکی تو حیاط مدرسه می وزه....:(((((((((
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
دیروز دست گودزیلامون یه پیاله گوجه سبز(کصاااففطط نمیدونم از کجا گیر آورده بود)بود.بعد گفت :بعداینکه این گوجه سبزرو خوردم لواشک آلوقرمزو میمالونم به رب انار ترش وملس،بعد میزارم گوشه لپم ملچ مولوچ میکنم بعد از اون آلوترش ونمک میمالونم ومیخورم.آلبالو ترشامم بعد اون میخورم .»من درآن لحظه(؛_؛)
بعد درحالی که من دارم خودمو از گشنگی میخورمو تف از سرو روم ریخته بهم میگه:آب دهنتو قورت بده بچه.
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
امتحان مطالعات داشتیم بعد که دادم وخوشحال از اینکه بیست میگیرم اومدم بیرون که یادم افتاد یه قسمت نیم نمره ای رو ننوشتم.عاقا من افسردگی گرفتمو (به خاطر نیم نمره؟؟خاک توسرم!!)فرداش اومدیم مدرسه ودیدیم برگه هامون روی میزه شیرجه زدم سمت برگه ودیدم که بعلههههه کامل شدم ومعلم متوجه اشتباهم نشده منم عین خرها شروع کردم به رقصیدن ومیخوندم معلمو اوسکول کردم غلطمو ندیده!!!بعد یکی ازدوستام اشاره کرد که معلم پشتته منم خون خونموداشتم میخوردم برگشتم دیدم هیچکی پشتم نیست یعنی تایه ربع دوستوداشتم کباب میکردم.
لایک:خوش به حالت مااز این شانسانداریم.
لایک:کوفتتتتت ت شه آشغال!!!!(–-–)
لایک:دوستتو عوض من خفه کن.
:دی
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
بزن لایکو به سلامتی بچه های فوتبال ساحلی که ازشون تقدیرو یاد زیادی نمیشه...
بزن لایکو به سلامتی بچه های کشتی گیرو پهلوانمون که پرچممونو بالا بردن...
ودر آخر بزن لایکو به سلامتی والیبالیستای گلمون...(*-*):دی
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
من خودم عشق والیبالم کشوری هم تست دادم قبول شدم.:))))
بعد داشتیم توکوچه بادوستم والیبال بازی میکردم که همچین اسپکی زدم کف کردم.بعد یه پسره ردشد گف:منم بازی(بالحن بچگانه)منم گفتم بفرما بعد همچین باتوپ اسپک زدم تو سرش که بدبخت افتاد زمین منم رفتم بالحن خودش گفتم:بازی اشکنک داره..:))
اشکش دراومده بود بدبخت خبرنداره من آجیه داش عباسم اگه شلوارکردی صورتیم بود یه بلایی سرش میاوردم که کف میکرد شانس آورد:((((
خب حالاسوالات:دوستان پرسیدن که کلنازجان چراشلوار کردی صورتیت پیشت نبود؟درجواب باید بگم که شسته بودم آخه شب مهمونی دعوت بودیم.بازم دوستان پرسیدن که دوستت چی شد؟؟؟باید بگم درجوابتون که دوستم ازخنده مرد.پایان:))))))
:دی. (*---*) لایک:پسره حقش بود خواهر... لایک:عاورین به این شجاعت ولایک:کاشکی به پسره میگفتی بادم شیر بازی نکن اونوقت هیجان انگیزتر میشد.
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
عاقا سر کلاس بودیم داشتیم دینی میخوندیم.تومتن درس نوشته بود که یکی نمرود رو به چالش دعوت کرده بود.بعد من که دست پرورده ی شما فورجوکیام بلند جلو معلم گفتم:من نمرودو به چالش سطل آب یخ دعوت میکنم. کلاس منفجر شد بچه هاگفتن بیگ لایک.معلممون هم گفت:اسمت چیه خوشمزه؟؟منم گفتم *******گفت گمشوبیرون.هیچی دیگه داره بارون میاد قندیل بستم همنشین کلاغاشدم آی لاو یو معلم ککککصصصاااافففططط:(((((
لایک:خخخخخخ
لایک:حقن حقا ترترترتر
ولایک:آخه چه موقع مزه پروندن بود خوشمزه؟؟؟؟؟
لایک میکنی یا به چالش قیرداغ دعوتت کنم؟؟؟؟(π---π):دی
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
یه بار یه پشه اومدنشست رو زمین منم داشتم درس میخوندم عاقا این پشه ازبس رفت اینور رفت اونور حرصمودرآورد.منم سریع یه لیوان گذاشتم روش(به صورت تکنیکی سریع) بعد هرهر میخندیدم ونگاش میکردم منتظر بودم جون کندنشو ببینم ده دیقه بیست دیقه وایسادم این نمرد(لامصب فک کنم چیپس چی توز داشت هواکم نیاورده بود!!)بعد من اعصابم خورد شدلیوانو برداشتم ومیخواستم باکتابم بکوبم توکلش که دررفت.کککصصصااااففطط حاصل بیست دیقه انتظارمو به بادداد.منم از شدت حرصم خون خونمو میخوردم لیوان وپرت کردم تو دیوارو شکوندمش.کتابمم پاره کردم.بماندکه مادرم چه بلایی سرم آورد...
لایک:چقد وحشی تو!
لایک:خداسر دشمن آدمم نیاره خیلی بده۰
ولایک:خوب میشی قرصاتو خوردی؟؟؟؟؟(@--@)
خخخ تف(علامت اختصاصی)
داشتیم باداش عباس وسلنا میرفتیم ماه مربا وتوماشین آهنک خاطرات محال شماله یادم بره رومیخوندیم.که یهو جاستین اومدو زدبه پیکان گوجه ای عباس که تازه ازکارواش آورده بودتش.داش عباس هم عصبانی همراه بامن ازماشین پیاده شدوباهم خوندیم:قسم به جدمون نیستی درحدمون نمیرسی به قدمون بعد داش عباس ازجیب شلوارکردیش(مدل مارک برادران کردی۲۰۳۰)یه میله ی بارفیکس درآورد ومنم ازجیب سرافونم یه ماهیتابه درآوردم وانقدزدیمش تاصدای سگ بده(بعله مااصولا خانوادگی وحشی باراومدیم!)بعدسوارماشین شدیم وبه مسیرمون ادامه دادیم که یهو جنیفرپریدجلوی ماشین وگف:رفتین با اینکه میدونستین من عاشق شمالمو تونی اون حسی۰۰میخواس ادامهذبده که من خسته شدمو باکباب پزپلین کوبوندم توسرشو توجاده ها محو شدیم:D)دونقطه دی)لایک بزنید توروبوخودا(+ - +)
0
خخخخ تف(علامت اختصاصی)
من( گلناز آجی داش عباس)باداش عباس وسلنا رفته بودیم برای خرید لباس عروس واسه عروسی سلناوعباس.همونطور که داشتیم تومغازه لباس هارو میدیدیم عباس گف:این قرتی بازیا چیه سلی(مخفف سلنا)همون لباس گوجه ای که واسه عروسی مامانم بود خیلی بهتره.سلنا گف:نههههه این چیزا مد روزه عباس جونم.همون لحظه عباس یه کف گرگی به سبک کردی بهش زدو گف مدروز توحلقت سلی.وبا یه عاروق تولباسا محو شد...منو سلی هم که داشتیم لباس عروسارو میدیدیم یهویی از لابه لای لباسا جاستین پریدبیرون وسلنارو قاپید.منم از توجیب سرافونم میکروفون وبرداشتم وداد زدم:جاسی جاسی(مخفف جاستین)اولین عشق داش عباس بردی جاسی جاسی دم به دم مارا توآزردی.در همین حین داش عباس ازراه برسه وازتوجیب شلوارکردیش یه حشره کش دربیاره وبه چشای جاستین بزنه جاستینم که درحال مردنه جون کندنشو ببینیم.بعد داش عباس به سلنابگه دیگه بروواسه همیشه که قیدتوزدم خب منم دیگه عین تو بدم. منم بگم دیگه ازت بدم میادبدم میاد پیشم نیا سلنا. بغد همینطوری باداش عباس بریم توی لباسا محوشیم.(تورو خدا بلایکین کلی زحمت کشیدم):دی
خخخخ تف (علامت اختصاصی)
همونطور که داشتم با بلیط پرواز با خر گوجه ای پرسه میزدم(من گلنازام خواهر عباس)دیدم یه پیکان گوجه ای با سرعت ۸۰میلی دقیقه جلوم دستی کشید.یهو در های پیکان بازشدودود شدیدی راه اندازی شد.دیدم داش عباس با شلوار کردی وزیر پیرن زرد بین دود اومد سمتم .باهم یه آروق گوجه ای از ته گلو زدیم وبه من خوش آمد گفت.گفت که سوارشو بریم دنبال سلنا.من هم سوار شدم ورفتیم دنبال سلنا.سلنا چادر سرش کرده بودو سوار شد.داش عباس از شلوارکردیش یه تی تاب درآورد ودادبه سلنا.سلنا گف عباس جونم ممنون منم که غیرتی شدم ویه آرق زدم تو دهنش.باهم داشتیم میرفتیم که جاستین جلومونو گرفت داش عباس یه آروق زدو از تو شلوار کردیش یه تانک درآوردو پرید روش وزد جاسنتین ونفله کرد.منم شروع کردم به شعار دادن:داش عباس داش علاس خودتو وسط بینداز.بعد سوار ماشین شدیمو خوش وخرم به مسیرمون ادامه دادیم.(^-^) منتظر سری بعد ی گلناز وداش عباس باشید...