م

محمد

@محمد(آقا محمد) · ۱۱ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۸ رأی)

M
Mohammad223 ۱۰ سال پیش
جوک

****محمد****81****علامت اختصاصی
یه روز به خره میگن از 1 تا 9 بشمار
میگه : 1 2 3 4 5 6 7 8 9
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه سلامی هم بکنیم خدمت اونایی که عدد ها رو تا ته شمردن .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سلام اوسگل
بگی نشمردم با پشت دست میزنم تو دهنت خون بالا بیاری
اصن میخوای خنک شی؟
منو بزنی ؟
آره میخوای ؟
بالا سمت چپ یه قلب هست اون قلب منه بزن تا دلت خنک شه

M
Mohammad223 ۱۰ سال پیش
جوک

****محمد****81*****علامت اختصاصی
آیا میدانستید نوشیدن آب پیاز به همراه دوغدر طول روز باعث سفید شدن و براق شدن پوست و درشت شدن چشمان میشود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من هم نمیدونستم همین الان از خودم در آوردم D:
کپی کن بابا کی به کیه بزار همه اسهال بگیرن

M
Mohammad223 ۱۰ سال پیش
جوک

******محمد******81******علامت اختصاصی
من فقط از یه نفر بدم میاد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیدی یه جا تو مهمونی سر سفره
صاحبخونه میگه : آخ محمد پسرم میری یه دوغ و نوشابه از سوپری
بگیری بیای ؟!
باز این قابل تحمله ولی ازونی که میگه الان کی نوشابه میخوره
فقط دوغ بگیر
از این یکی دیگه خیلی بدم میاد

م
جوک

****محمد*****81****علامت اختصاصی
ماشین های خارجی اصن خوب نیستن
چون آدم وقتی پشتش میشینه ممکنه خدا رو فراموش کنه.
ولی تو ماشین های ایرانی همش بیاد خدا هستیم
مثل:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خدا کنه آتیش نگیره
خدا کنه لاستیکش نترکه
خدا کنه چپ نکنه
خدا کنه تو اتوبان یهو خاموش نکنه :)
خدا کنه ترمزش بگیرهخدا کنه نزنم به یه حیوون ماشین داغون بشه
والا بخودا
بچه ها تو رو خدا لایک کنین تو این هقته 5 تا جوک قرستادم هیچکدومش
تایید نشده :(
هههعععععیییی بی لایکی بددردیه

م
جوک

***محمد*** علامت اختصاصی
بابام داشت نصیتحم میکرد گفت :
من همسن تو بودم کنترل تلوزیون رو همیشه میدادم به بابام اصن کنترل
دست من نبود!
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا یه ساعته میخوام قانعش کنم زمون شما کنترل نبوده
نمیشه که نمیشه میگه زر مف نزن احترام که بوده
فکو فامیله داریم ما عایا ؟

م
جوک

این فانتزی که دارم میگم مال خودم نیست ولی یه رفیق دارم مال اونم نیست و اما فانتزی :
یه روز که دارم تو حیاط مدرسه راه میرم ناظممونو ببینم در حال خنده بعد بیام جلو یه نگاه عاقل اندر صفیه هم بهش بندازمو بگم به چی میخندی ؟
بگو ما هم بخندیم بعد اون متوجه شه که چقد آدم بدی بوده واسمون و متحول بشه و تو بلندگو اعلام کنه ( البته با اشک ندامت ) هر چقد میخواید همدیگرو بنزید هر چقد میخواید تو زنگ تفریح آشغال بریزید هر چقد میخواید چیپس و پفک بخورید بعد بچه ها هم که از تعجب چشاشون چهارتا شده و یه هویج از رو کلشون سبز شده همه فریاد خوشحالی سر بدن و از ناظم بپرسن که کی شما رو متحول کرد؟ و اون همینکه میخواد منو نشون بده من از تو جمعیت مثل سوباسا و تارو که تو دلشون باهم حرف میزنن منم تو دلم بهش بگم که بزاره من گمنام بمونم و ناظمون هم بگه باشه محمد و به بچه ها بگه هیشکی من خودم متحول شدم و من در حالی که با یه لبخند ژکوند دارم بهش نیگا میکنم برم تو افق محو شم .
خوب باز رسیدیم به سوالات بعد فانتزی :
دوستی پرسیدن که چرا باید یه هویج از رو کله بچه ها از تعجب بزنه بیرون خوب در جواب دوستمون باید بگم که من هویج خعلی دوس دارم .
و یکی دیگه پرسیدن که تو حیاط مدرسه که دور تا دورش دیواره افق از کجا آوردی ؟ خوب باید بگم که از همون شلوارکردیایی که از عباس قرض گرفتمو توی همه فانتزیام هست یه افق در آوردم و گزاشتم تو حیاط مدرسه .
خب آخرین سوال یه دوست دیگری پرسیدن که بابا افق خز نشده یه عمودی مه ی چیزی ؟ خوب باید بگم که من با افق خعلی خاطره دارمو در ضمن دوستان قدیم هم در آنجا حضور دارند.
و یکی دیگر پرسیدن که تو این همه تایپ کردی کسی لایک میزنه یانه؟
خوب دوستان خودتون جوابشو بدید.

م
جوک

یکی از فانتزی های من اینکه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه خسنه شدی چرا نمیگم خوب گوش کن . ها ها بیا منو بخور نگا میکنه
کارگردان یه فیلم باحال تلوزیونی بشمو یه دیالوگ به جز ( آقای رییس من به ایشون گفتم که شما جلسه دارید ولی ایشون گوش نکردن و سرخود اومدن تو ) واسه این منشی های بدبخت بزارم خوب این بود فانتزی من تا فانتزی دیگر خودافظ
این آقا رو بندازید بیرون از اول فانتزی هی به من بد نیگا میکرد پول بلیطشم
بهش ندید .... عههههههههههه آقا هنوز ظبته چرا نگفتید پس ؟ آقا اون دوربینو خاموش کن میگم خاموشش کن اعصاب ندارما آها حالا شد.

م
جوک

یکی از فانتزیام اینکه نام کاربریمو به جای محمد به عشقم تغییر بدم اونوخ هر بار اومدم تو سایت مینوشت سلام عشقم خوش اومدی بعد بهش علاقه مند بشمو تو یه شب بارونی باهاش کات کنم و اون شکست عشقی بخوره و اون فیله فورجوکو اجیر کنه که بیاد متو کتلت کنه ولی من چون شلوار کردی گوجه ای عباسو قرض گرفته بودم از تو جیبم یه تانک دربیارم و به فیله حمله کنمو پول خونشو بدم و با باقیمونده پول یه خرگوشی موشی چیزی یه حیوون ساکت و آروم و دوست داشتنی بیارم بجاش این بود فانتزی من...
خوب دوستان پرسیدن که پول خون فیله رو از کجا آوردی تو که جون به ازراییل نمیدادی خب در جواب دوستمون باید بگم که گوه خوریش به شما نیومده
کس دیگه ای سوالی نداره ؟؟؟؟؟؟ خوبه نا فانتزی دیگر خودافظ

م
جوک

سلام اولین پستمه لدفن تا میتونید بلایکید ( در ضمن من دهه هشتادی ام مواظب باشید...) و اما پست: لدفن بخونید به نظرم ارزششو داره!
یکی از فانتزیام اینه که پولدار بشم و برم یه لامبورگینی (چیه خو تو فانتزیم پولم به پراید نرسید) بخرمو بعد در حالیکه دارم تو ماشین ارزون قیمتم پسته میخورم و به طرف ویلای شمالم حرکت میکنم در ضمن یه تیپ مشکی هم با یه عینک آفتابیهم زده باشم یه دختره بیاد و ( موخم - مخم حالا هر چی) مو بزنه از قبل یه شلوار کردی از آقا عباس قرض گرفته باشه و موقعی که داریم میریم تو ویلا (همونی که توی شمال بود) یه جاستین از تو جیب شلوار کردیش در بیاره و جاستینم که از من کینه بزرگی به دل داره با آر پی جی بزنه کتلتم کنه بعد در حالیکه دختره با جاستین کصافط دارن پولا و ماشینمو به غنیمت میبرن یهو دختره متحول بشه و از پشت یه خنجر به جاستین بزنه و برگرده سمت منو بخواد به من خون بده منم بدلیل اینکه خون زیادی ازم رفته و امکانات پزشکی اونجا نیست و من گروه خونیم گوه مثبته (البته با اجازه داش عباس ) و خیلی هم کمیابه همونجا تموم کنمو درحالیکه اون داره با صحنه اسلوموشن میگه خداااااااااااااا(البته بدون صدا) روح من به سمت افق پر بکشه
وای چه قد رومانتیک اشکم جاری شد دیگه نمیتونم ادامه بدم