a

amir

@♥♦♠♣ · ۰ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

تو سرویس بودم بعد یه هو سرویسم ترمز گرفت ملیکا(کلاس دوم دبستان هم سرویسیمه)با مخ رفت تو صندلی بعد روژین(کلاس سومیه)هی به راننده سرویسم میگه خاله ترمز بگیر ملیکا با مخ بره تو صندلی بعد سرویسم گفت۲۰۰هزار تومن بیارین تا ترمز بگیر بعد فرداش روژین گفت خاله خاله ترمز بگیر بعد اونم گفت پول اوردی؟؟
بعد روژین گفت نهههههههههههههههه!!!
اونوخ ملیکا گفت اه اه(منظورمohoh)بچه ها حرف نزنید یه وقت دیدید برا حرف زدنم پول خواست
سرویسم گفت تو با۸سال سن به من متلک میگی؟باید پول پروییتم بیاریییییییی

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
پیام

خداوندا تو را سپاس میگویم بخاطر انچه که در گذشته نمی دانستم و اکنون با اموختن حروف الفبا :
از الف(ادب)را از ب (بیداری )را از ص(صداقت )را از ن (نظم )را و از خ(خدمت )را
میدانم (ادب )را در رفتام(بیداری)را در روبروشدن با دشمن(صداقت )را در زندگی(نظم)را در کارم و(خدمت)کردن به میهنم قرار خواهم داد و از تو یاری و مدد میخواهم

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که دارم تو خیابون رد میشم به یکی تنه بزنم بعد اونم حسابی بهمفش بده
بعد که کلا فش مالیم کرد منم کلاهمو د بیارم بگم مادمازل من فلانی ههست(یه ادم مشهور)
بعد اونم که حسابی شرم گین و خجالت زدست عذرخوای کنه
بگه چرا از اول خودتونو معرفی نکردید؟؟؟؟
منم بگم انقدر که شما غرق در معرفی خودتان بودید به من محلت ندادید

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
پیام

قرآن کتابی روشنی بخش
قرآن بهاری جاودان است
دریای بی پایان رحمت
یک دسته گل از آسمان است
هر شاخه اش یک پند پر بار
یک هدیه از پروردگار است
روشن تر از خورشید و مهتاب
زیبا تر از باغ و بهار است
یک شاخه گل نامش عبادت
یک شاخه گل رفتار زیبا
یک شاخه گل اندیشه ی نیک
یک شاخه گل گفتار زیبا
یک شاخه گل مهر و محبت
یک شاخه گل پرهیزگاری
یک شاخه گل دیدار خویشان
یک شاخه گل همسایه داری
این دسته گل را هدیه کرده
پروردگار خوب و دانا
تا عطرو بوی بی نظیرش
زیبا کند دنیای مارا

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
پیام

ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
از پی توست این همه امیدو بیم. هم تو ببخشای و ببخش ای کری�
چاره ی ما ساز که بی یاوریم. گر تو برانی به که روی آوریم؟
جز در تو قبله نخواهیم ساخت. گر ننوازی تو که خواهد نواخت؟
یار شو ای مونس غم خوارگان. چاره کن ای چاره ی بیچارگان
نظامی،مخزن الاسرار

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
پیام

فرهنگ بومی
من ایرانیم،پرز فرهنگ بومی.
سراسر محبت،پرازمهروخوبی
ز افتادگان ،دستگیری نمای�
ز کبر و دورویی ،ز پستی رهای�
ز رسم و رسوم و به دستور دین�
خبر دارم از روزی هم نشین�
ز همسایگان باید همراه باش�
ز غمهایشان هردم آگاه باش�
نباید کسی را برنجانم از خویش
گرفتم مرام امامان چو درویش
من ایرانیم،بومی سرزمین�
ببالم به این رسم و فرهنگ
که فرهنگ بومی بود افتخار�
به جز مهربانی پیامی ندارم
منم دخت خورشیدو این سرزمین
.....ست نامم خدائیست دین�

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

آدم شبکه ی آی فیلمو که نگاه میکنه همش یه استرسی بهش وارد میشه که نکنه مشقاشو ننوشته باشه از بس آی فیلم فیلمای قدیمی میزاره والاااا
یه بارم سر کلاس یه مورچه رو صورت یکی از بچه ها بود بعد یکی پیگه از بچه ها هم زد رو صورت این تا مورچه هه بره ولی ناغافل مرچه هه رفت تو گوشش حالا این هی جیغ میزد آی گوشم آی گوشم ماهم میگفتیم آی گوشش آی گوشش

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

دیروز سر کلاس دوستم داشت نارنگی میخورد بعد یکی از بچه های کلاس یه نمکی ریختو این دوست منم داشت میخندید بعد یکدفعه از چشماش آب نارنگی اومد معلوم نبود داره میخنده یا داره گریه میکنه
.
.
.
....
یه بارم سر کلاس یکی از بچه ها بلند از خانوممون پرسید مگه میشه منم حواسم نبود تو باغ نبودم بعد هول شدم گفتم مگه داریم

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

دوستم داشت طریف میکرد میگفت(بچه بودم رفته بودیم باغ بابابزرگم اینا بعد دستشوئیشون ته باغ بود منم میترسیدم برم دستشوئی به هرکی میگفتم با من بیا دستش بند بودم خلاصه اینا گذشتو خوابم برد بیدر شدم دیدم نمیتونم تحمل کنم رفتم به بابام گفتم بابا من دستشوئی دارم(با لحنی خجالت زده )بعد بابام به شوخی گفت برو تو کفشم کارتو بکن
بعد که خواستیم بریم بابام دیدش که از تو کفشش داره بخار بلند میشهO_o)
خدائیش این دوسته من دارم؟

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

بچه بودم خیلی دوست داشتم خواهر دار بشم تا اینکه۵سالم شدو خواهر دار شدم از موقعی که اومد اون عزیز خونواده شد حتی بخاطر اون من رو دعوا میکردن .تا اینکه یک سال گذشت بعد من و خواهرم تنها تو خونه بودیم منم چون وقت گیر آوردم( واسم وقت ارزشی داشتاا)بعد آبجیمو گذاشتم یخچال درشممم بستم ٬یک دیقه که گذشت دلم سوخت آوردمش بیرون وگرنه تا وقتی که بود میذاشتمش اون تو هااا

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

بچه که بودم ۸سالم بود دوستم دهنش بو پا میداد
گفتم چشمتو ببند یه چیز خوش مزه دارم بعد اسپری زیر بغل تو دهنش خالی کردم.....
اعتراف میکنم بچه که بودم سر کلاس بهمون گفتن گونیا بیارین من فکر کردم گفتن گونی بیارین حتما میخوان که تو حیاط ازمون آزمون بگیرن گفتم گونی بی کلاسه قالیچه برد�

♥♥♥ ۱۰ سال پیش
جوک

یه جا خوندم یکی گفته بود یه اقوام داریم وقتی بچه بوده (پسر بچه هااا)
داداش بزرگترش برای اینکه راحت تلویزیون ببینه بهش میگه که بره بالا پشت بو�
اونجا برقصه ما میبینیمت این بنده خداهم روزی دوساعت اون بالا میرقصیده بعضی وقتا هم لباس پولوخوریش هاشو میپوشیده میرفته اون بالا اخبار میگفته
(واقعیه)

♥روژان♥ ۱۰ سال پیش
جوک

رفته بودیم پارک ارم بعد من از بلندی خیلی میترسم دوستام گفتن اگه بیای سوار شی نهار شام فردا مهمون ما منم که گفتم نمیمیریم که خلاصه رفتم سوار شدم
اون وسیله هه کمر بننداشت فقط یک میله میوفتاد دور گردنت اون وسیله شش دور میرفت هوا دور خودش میگشت بعد منم چشمامو بستم هی میله هرو فشار میدادم یهو تق یه صدایی اومد منم فکر کردم راه افتاده داد زدم. خداااااااااااااااااااااااااا بعد یه صدایی اومد فهمیدم بغل دستیم داره از خنده منفجر میشه ....بعد فهمیدم دستگاهه خراب بوده راه نیوفتاده :|

♥دخت پارسی♥ ۱۰ سال پیش
جوک

یه برنامه از بازار دانلود کردم اسمش اعترافات احمقانه ی شماست اعترافاتاش (واقعیه البته خنده دار)
میگه بچه بوده باباش رو بهداشت حساس بوده میگفته که باید همیشه مسواک بزنید و تا گفتم به من نشون بدید حداقل سه دیقه باید مسواک بزنید بعد یه روز حوصله نداشته مسواک بزنه باباش میگه بیا دندوناتو ببینم اونم میره مایه ظرفشویی رو خالی میکنه رو دندونش که برق بزنه بعد همش میره تو حلقش چنان جیغی میزنه که همسایه ها صف میکشن ببینن چیشده