اینروزا همش به مامانم میگم اگه من یه روز نذر کردم و خواستم نذری بدم حتما فست فود می دم والا مردم مردن بس که قیمه وقورمه خوردن موافقاش بلایکا
@نیلوفر ابی:) · ۶ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
اینروزا همش به مامانم میگم اگه من یه روز نذر کردم و خواستم نذری بدم حتما فست فود می دم والا مردم مردن بس که قیمه وقورمه خوردن موافقاش بلایکا
تا حالا فکر میکردم جواب یه زن تنها رو کیمیده الان دارم فکر می کنم جواب بچش رو کی میده
اتوبوس شب
خسرو شکیبایی
یه دفه. گوشه ی چادرم پاره شده بود وتو دید بود حالا دیلوگ دوستمو داشته باشین
:عه چادرتوام این شده منم یبار چادرم چیز شده بود دادم مامانم اینش کرد توام به مامانت بگو چیزشو این کنه. چیز میشه.
داداشم تعریف میکه:
ما هروز که میرفتیم مدرسه یکی از همکلاسی. هاش تخمرغ ابپز می خورده یه بار که. مورد مذکور غایب بوده معلم می پرسه که پس این. تخ مرغی که غایب پس چرا هنوز یادو خاطره اش زنده است ( هنوز اون بوی بدی که الان متصورید میومده) بعد یکی بچه ها دست می گیره ومیگه :
اخه عاغا ما. امروز جاش تخم مرغ خوردیم.
نه من از شما می پرسم همکلاسی شوت وحال بهم زنه داداش من داره عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند وقت پیش جاتون خالی ماکارانی داشتیم مامانم رفت نوشابه بگیره مام تیریپ کمک برداشتیم اومدیم باداداشم. سالاد درست گنیم یه هو داداشم جیغ کشید واییییییییی نیلوفر بیا ببین چه بد مزه اس باترس واضطراب رفتم چشیدم نگو داداشه شوت ما جا نمک شکر ریخته تو سالاد شیرازی. اینقدر بد مزه شده بود که خانواده ماکارانیو باماست خوردن :|
دیروز طبق معمول همه خونه مادر بزرگم جمع شده بودیم. ومن هم داشتم برا دختر خالم زبان توضیح می دادم( الان فهمیدین من دیپلم زبان دارم ودارم تخصصی می خونم یا بازم توضیح بدم) بعد دختر داییم داشت با گوشیم پو بازی می کر د(لازم به ذکر است دهه هشتادی. است ) اومده میگه :
اه چقدر حرف میزنی بیا ببین پو چشه غذا نمی خوره
من:0_0
دختر داییم ~_~
فامیل^_^یا شایدم:)))))))
پوی گرسنه :))))))