F
Farvahar ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز طبق معمول همه خونه مادر بزرگم جمع شده بودیم. ومن هم داشتم برا دختر خالم زبان توضیح می دادم( الان فهمیدین من دیپلم زبان دارم ودارم تخصصی می خونم یا بازم توضیح بدم) بعد دختر داییم داشت با گوشیم پو بازی می کر د(لازم به ذکر است دهه هشتادی. است ) اومده میگه :
اه چقدر حرف میزنی بیا ببین پو چشه غذا نمی خوره
من:0_0
دختر داییم ~_~
فامیل^_^یا شایدم:)))))))
پوی گرسنه :))))))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.