ق

قربونت برم عشقم

@tiger1380 · ۲۳۲ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۷۳ رأی)

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

اين خاطره برا يكي از رزمنده هاست:
رفتيم برا آموزش لباس كه ميدادند گفتم كوچك باشد كوچك ترين سايز را دادند آستين هايش آويزان بود گفتم اشكال نداره تاميزنم بالا
پوتين هم همين طور كوچك ترين سايز گشاد بود گفتم جلوش پنبه ميزارم مسئول تداركات خنديد و گفت نري بگي فلاني خر بود نفهميدها توزياد باشي 13سالته نه 18سال

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

اين خاطره براي يكي از رزمنده هاست:
مي گفتند چرا بر نمي گردي عقب با اين همه تركش؟
مي گفت (آدم برا اين خرده ريزه هاكه بر نمي گرده تركش بايداندازه ليوان باشه تا آدم خجالت نكشه بره عقب)
آخرسر هم بايكي از اين تركش هاي ليواني رفت
عقب نه
.
.
.
بهشت

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

اين خاطره مال یكي از رزمنده هاست :
توي عمليات بعداز اينكه قله هارو تصرف كرديم داخل سنگر شديم كه كمي استراحت كنيم متوجه زنبوري شديم كه توي سنگر پرواز مي كرد آنقدر كه از زنبور ميترسيديم از خمپاره و توپ نميترسيديم چفيه هامون رو در آورديم شروع كرديم تكان دادن توي هوا تا زنبور بيرون رفت كمي هم دنبالش رفتيم كه بر نگرده يه دفه سوت خمپاره و....
سنگر رفت هوا از اون به بعد ارادت خاصي به زنبور ها پيدا كردي�

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

باعرض سلام من از اين به بعد ميخوام خاطرات خنده داري رو كه مربوط به رزمندگان جنگ هست رو بزارم اميد وارم استقبال كنيد:
بي سيم چي خمپاره 120 بود تازه كنكور داده بود دوشب نخوابيده بود مامور بود تا با چند تا از بچه ها آتيش بريزه رو سر دشمن چون تازه كار بود با فوت و فن كار آشنا نبود و نميدونست بايد بي سيم رو سر جاش بزاره و بخوابه صبح كه همه بيدار شدن به نگه بانش گفت اگه توي خواب حرف نميزدي نميدونستم تا صيح چه خاكي تو سرم بريزم

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

يه روز حال داداشم خيلي بد بود واز خونه زد بيرون كه بره دور بزنه
يه ربع گذشت ديدم زنگ خونه رو زدن منم كردم داداشم باسرعترفتم لب در گفتم سلا خوكشله يه هو چشتون روز بد نبينه ديدم دختر همسايه نذري اورده هيچي ديگه الآن در افق به سر ميبر�

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
پیام

برنامه يك روز من
صيح ساعت شيش بيدار ميشم نماز ميخونم و به اميد يافتن سوژه برا فورجوك راهي مدرسه ميشم بعد با نااميدي (به خاطر نيافتن سوژه)به سمت خونه برميگردم اولين كاري كه ميكنم ميام فور جوك و تعداد امتياز وتعدادلايك رو بررسي ميكنم وبعد نا اميديم دو برابر ميشه بعد از اون دوباره برا يافتن سوژه از خونه ميزنم بيرون وبازهم با سرافكندگي(فحميديد باثواطم)برميگردم بعد ميبينم كه مهلتم برا ارسال داره تموم ميشه ميرم توي اتاق فكر(گلاب به روتون دستشويي)يه ربعي اونجام و بعد باخوشحالي ميام و پست ميزار�
ببينيد من چه قدر براتون زحمت ميكشم
قدر منو بدونيد

ك
كدوخياري ۱۰ سال پیش
جوک

رفته بوديم خونه عمم بعد عمه ومامانم شروع كردن در مورد تابلو فرش حرف بزنن بعد عمم اشاره كرد به يه فرشي كه قبلا بافته بود
وگفت ببين اين فرش خيلي قشنگ بود ولي حيف ضايش كردم بعد اين گودزيلاي ماهام به نگا به فرش كردو گفت آره واقعا خيلي ضايه شده
بيچاره عمم :)

ب
باحال ۱۰ سال پیش
پیام

از روانشناسی پرسیدند: بهترین الگو برای پیروی چیست؟
گفت: کودکان بهترین الگو هستند.
گفتند: کودکان که هیچ نمی‌دانند.
گفت: سخت در اشتباهید.
کودکان شش خصوصیت دارند که نباید هیچ‌گاه فراموش کرد.
اول اینکه
همیشه بی‌دلیل شاد هستند.
دوم اینکه
همیشه سرشان به کاری مشغول است .
سوم اینکه
وقتی چیزی را میخواهند تا بدست نیاورند دست از اصرار بر نمی.دارند.
چهارم اینکه: به هیچ چیز دل نمی‌بندند.
پنجم اینکه: وقتی با هم دعوا می‌کنند سریع آشتی می‌کنند و از هم کینه به دل نمی‌گیرند.
و ششم اینکه
به راحتی گریه می‌کنند.

ب
باحال ۱۰ سال پیش
جوک

يه روز سرما خورده بودم و خونواده ماهم كه به گياه وخواص دارويى گياه اعتقاد دارند مارو بردن پيش يه دكتر سنتى خلاصه اين دكتره به ما گفت
سير برات خوبه تا اينجا هيچ اتفاقى رخ نداد (ادبياتم تو حلقتون)
مااومديم خونه و باباى منم يه بسته سير ترشى گرفت موقع ناهار شد وناهار غذاى مورد علاقه من قرمه سبزى بود بابام بسته سير ترشى رو گذاشت روى ميز روبه مامانم كرد و گفت خانوم سير ميخورى مامانم گفت آره وبابام دوتا سير به مامانم داد بعد روبه داداشم كردو گفت عزيزم سير ميخورى داداشم گفت نه بعد رو به من كردو گفت تويكى غلط ميكنى سير نخورى فك كنم منظورش اين بود
پسر خوشگلم سير رو بخور زود خوبشى(دهه هشتادى خودتى )
ميدونم تاييد نميشه ولى حيفه اين همه انگشت زدم تاييد نشه

ب
باحال ۱۰ سال پیش
پیام

ديروز داشتم تو فور جوك ميگشتم و بلندبلند ميخنديدم
داداشم(٩سالشه)اومد گفت دادا دارى به جوك هاى جعفر مستقيم ميخندى
من:-D
عباس مستقيم=-O
جعفر مستقيم;-)
شلوار كردى عباس مستقيم:-$
ركابى گوجه اى عباس مستقيم:-[
داداشم:-)
داداشم بعد از فهميدن سوتى:-(