برنامه يك روز من
صيح ساعت شيش بيدار ميشم نماز ميخونم و به اميد يافتن سوژه برا فورجوك راهي مدرسه ميشم بعد با نااميدي (به خاطر نيافتن سوژه)به سمت خونه برميگردم اولين كاري كه ميكنم ميام فور جوك و تعداد امتياز وتعدادلايك رو بررسي ميكنم وبعد نا اميديم دو برابر ميشه بعد از اون دوباره برا يافتن سوژه از خونه ميزنم بيرون وبازهم با سرافكندگي(فحميديد باثواطم)برميگردم بعد ميبينم كه مهلتم برا ارسال داره تموم ميشه ميرم توي اتاق فكر(گلاب به روتون دستشويي)يه ربعي اونجام و بعد باخوشحالي ميام و پست ميزار�
ببينيد من چه قدر براتون زحمت ميكشم
قدر منو بدونيد