به مامانم میگم انگشت اشارتو بذار رو چونه تا دماغت
بعد میگم لبت میخوره به انگشتت؟
میگه اره...
میگم پس خوشگلی...!!!
میگه
حتما باید اینکارو میکردم تا میفهمیدی؟!
کور بودی از اون موقع خوشگلیامو ندیدی؟؟؟؟
:|
@ف ا ط م ه · ۴۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)
به مامانم میگم انگشت اشارتو بذار رو چونه تا دماغت
بعد میگم لبت میخوره به انگشتت؟
میگه اره...
میگم پس خوشگلی...!!!
میگه
حتما باید اینکارو میکردم تا میفهمیدی؟!
کور بودی از اون موقع خوشگلیامو ندیدی؟؟؟؟
:|
بهت بگم هیچی تودنیامهم ترازآرامش تونیس...
اینویکی بهم گف که زندگیم ازاین رو به این روشد
ولی بایدبدونی که ارامش توی که به دیگران ارامش میده...
و
اینه که بهتریناروبرات میسازه
دختر دایی عزیز�
مرسی از حرفی که بهم زدی
منو مادرجان برای اماده کردن صبحانه:
من-مادرجان ۵تا تخم مرغ انداختم...
مادرجان+۵تا که کمه...
من-۶تا خوبه؟؟
مادرجان+۶تا که زیاده...
:|
احساس درموندگی و عجز رو با تمام وجودم احساس کردم...
رامبد جوان رو به مهدی سلطانی:
خبر سلامتی بیماران که در نهایت نا باروری سالم مونده رو ....
در نهایت ناباروری؟؟؟؟
اخه ناباروری؟؟؟؟
چی بگم!!!؟؟؟
رفتیم روتختی بگیری�
فروشنده میخواست بگه گل هایی که روشه شل هست
گفت گل هاش مثه
اب دهن ماهی مرده است
نمی دونم این کجای ذهنش بوده
میگذریم از اینکه لمسش نکردیم...!!!!!!
اخه ماهی مرده اب دهن داره؟؟؟؟!!!!!!
با دخترخالم سیندرلا 2015 دیدیم میگه کسی که پاهاش خیلی کوچیکه ظریف نیست سوءتغذیه داره...مریضه
برامون دیشب مهمون اومد...
موقع ظرف شستن خواهرم کمرش درد گرفت...
به اذن الهی...
من مجبور شدم ظرف بشورم...
حس دموکلوسیوس رو داشتم...
(همونی که تو اصحاب کهف رفت نون بخره)
به دوستم میگم:
دارم به دوست پسرم کمک میکنم با دختر مورد علاقش ازدواج کنه...
میگه:
خاک تو سر بی غیرتت کنن
اگه سپهر (دوست پسرش) به یه دختر نگاه کنه چشاشو درمیارم...
چه برسه علاقه مندم بشه...
وقتی با من دوسته یعنی تا آخر عمر کنار بچه هامون باهمیم..
کلا آدمای بیشعور رابطه دوستانه رو با رابطه عاشقانه قاطی میکنن
بیاین بیشعور نباشیم...
:))))))))))))))))))
مکالمه منو خواهرم:
من-ماهیا که تو آبن...چطوری وضو میگیرن؟؟؟
فریده-ماهیا وضو نمیگیرن که...
تیمم میکنن...
خواهره حاضر جوابه دارم؟؟!!!
تو ستاره هارا از آسمان فرود میاوری...
اما سینه ی تو از قلب خالیه...
قلب تو برای من خواهد شد...
《قلعه متحرک هاول》
ما قرآنو جلو صورتمون میگیریم که روسیاهیمون دیده نشه...
چی رو باید جلو قلب سیاهمون بگیریم؟؟؟!!!
اشکامون واسه شستن سیاهیا کافیه؟؟؟؟!!!
اگه من یکیو بشناسم که بدون اشک سیاهیارو شست چی؟؟؟
خدایا ببخش کارگری رو که به خاطر کار زیاد شب زنده داری نکرد!!!
و ببخش فردی رو که با اشکای بقیه امشب تونست با بهترین لباس مشکی شب زنده داری کنه!!!
و ببخش همه ی آدما...چه آدمایی که دل شکستن...چه آدمایی دل شکسته دارن...
همین
به بابام میگم حوصلم سر رفته میگه:
برو یه هاونگ بردار شلوارتو دربیار بذار توش بکوب:|
یکی از تفریحاتم که چند وقت دیگه شروع میشه
اینه که برم تو سایت دانشگاه بعد دانشجوهایی که واسه داییم اعتراض مینویسن و باز میکنم در جواب مینویسم:
"بررسی شد"
بعدم داییم به اونایی که زیر ده شدن 9/5 میده که مشروط نشن
به اونا که بالای ده میشنم میشینه یه بار دیگه تصحیح میکنه...
...
+...
من-چمدونم...
+چمدونی؟؟؟!!!
- منظورم اینه چه میدونم...نمیدونم...
+پس تو چی میدونی؟؟؟!
- چمدونم...نمیدونم...!!!
بابام مدیر مدرسه گودزیلاهاس...
میگه ما بچه بودیم جرعت نمیکردیم از جلو دفتر رد بشی�
حالا جرعت نمیکنیم از جلو کلاس رد بشی�
نسل پدرسوخته ایم...(40)
امروز دبیر ریاضی که وارد کلاس شد...
عینک زده بود...
کیفشو جلو صورتش گرفته بود...
پوشه هاشم بالا سرش گرفته بود...
دبیر ریاضیه ترسوعه داریم ؟
فوقش آب و تخم مرغ و اکلیل میریزیم دیگه انقد ترس نداره که...
والا
اگه دوس پسر اصفهونی داشته باشی...
عاشق آهنگای تی ام بکس میشی...
نداری نمیفهمی...
عاشق فورجوکم که یه نفرو توش پیدا کرد�
که...که...که نمیدونم پستاش درمورد کیه...
مادرجونم یه جوری روسریشو محکم میبنده و مانتوهای بلند میپوشه...
انگار نه انگار همون دختریه که با تاب و شلوار با دوستاش(توشو باباجونمم بوده)
میرفته شمال...
والا....
به داییم میگم میخوام بیام پیش تو (آمستردام)
میگه:مگه از طرف تیمارستان بورسیه شدی؟
مجرد که نمیتونی بیای بچه جان...
فک و فامیلمون هستن دیگه...
ارادت خاصی بهم دارن...
دیروز منو بابام و مامانم نشسته بودی�
بابام_خانم با من ازدواج میکنی؟
من؟؟؟؟؟
مامان_بزار به مامانم بگ�
من؟؟؟؟؟
مامان_تو هم به مامانت بگو
بابام_نه اونجوری مامانم ازت ایراد میگیره
من:|
مامانم:*
بابام:*
مادرجون طفلکم که همیشه خوب بوده :|