سها نوشت
عاشق شدم وعشق زمین گیرم کرد
از دوری معشوق، دلم پیرم کرد!
من 23 سال دارم اما چه کنم؟
گیسوی تو در ذهن، کفن پیچم کرد!
بداهه
دسخط... سین... الف
@sahmadi69 · ۵۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۴ رأی)
سها نوشت
عاشق شدم وعشق زمین گیرم کرد
از دوری معشوق، دلم پیرم کرد!
من 23 سال دارم اما چه کنم؟
گیسوی تو در ذهن، کفن پیچم کرد!
بداهه
دسخط... سین... الف
سها نوشت
استخاره کرده ام ، پاسخ چه گویم بهر عشق؟
آمد از مصحف ندا... حی علی خیر العمل!
بداهه
دسخط ...سین ...الف
سها نوشت
دل شکستی و نماندی تکه ها را جمع کنی
قسمت قلبم نبوده لمس دستانت شود!؟
بداهه
دسخط ...سین ... الف
سها نوشت
عشقت هوس انداخت به قلبم، چه کنم من!؟
خود دانی و قلبم، تو بیا پاسخ آن گو!
بداهه
دسخط ... سین ...الف
بیا و قصه ی ما را شبیه کنعان کن
و چشم کور زمان را بیا و درمان کن
....
بیا و چهره ی غمگین جمعه هامان را
به یمن آمدنت تا ابد تو خندان کن
....
هوا گرفته ولی آسمان نمی بارد
برای این همه قحطی دعای باران کن
...
زمین منتظر است تا دوباره گل بدهد
فقط کمی ز رخت را بر آن نمایان کن
....
دوباره جمعه و دلتنگ جمکران هست�
بیا به خیمه ی سبزت مرا تو مهمان کن
....
به جرم این همه بد عهدیم بیا اقا
میان صحن و سرایت مرا تو زندان
شاعر :رسول ضمیران
سها نوشت
بر قلب خود گویم تمام درد ها را
بغض تمامی غروب جمعه ها را
صبرِتحمل هم گمانم، خسته گشته!
اَینَ الحَسَن؟ اَینَ الحُسین؟ پروردگارا
اللهم عجل لولیک الفرج
دسخط
سین.. الف
سها نوشت
من مَست شدم ز دیدنت، شهزاده
یک بار دِگَر بیا و دل را مِی ده
از دوری تو خمار چَشم و دیده
افیون شده ای برای من، الساعه
بداهه
دسخط... سین.... الف
سها نوشت
با بال و پرِ سوخته پرواز چو ننگ است
بالا بروی سهم تو یک تکه ی سنگ است!
آرام نشین گو پر و بال تو خیال است
پرواز فقط سهم پر و بال قشنگ است
بداهه
دسخط... سین.... الف
سها نوشت
من مست شدم ز دیدنت شهزاده
یک بار دگر بیا و دل را می ده
از دوری تو خمار چَشم و دیده
افیون شده ای، برای من الساعه
بداهه
دسخط... سین.... الف
سها نوشت
سحر گاهان آدینه اگر چه ندبه می خوانم
ولیکن دل ز چشمان تو دور افتاده میدانم
هنوزم سیصد و اندی نفر، یارِآقا نیست!؟
هنوزم ندبه می خوانم، چه خواهد شد نمی دانم
بداهه
دسخط... الف.... الف
سها نوشت
عشق یعنی رقص ِ احساس از درون سینه ها
تا تراوش کردن آن در نگاه از دیده ها
عشق یعنی من برای تو...تو هم مال خودت!
عشق یعنی خواهمت در هر نگاهم بارها
بداهه
دسخط....سین.... الف
سها نوشت
دل بسوزانید و آبی روی آتش داد و رفت
از تو و آتش کسی بیرحم تر جز آب نیست!
بداهه
دسخط.... سین.... الف
سها نوشت
نگرانم که من از تو بسُرایم چونکه،
وصفت هر کس کس که شنیده ست رقیب من شد
بداهه
دسخط... سین.... الف
سها نوشت
برای تو بود همه شعرم ، برای دلم چو سرود�
فدای سرت که نخواندی ، فدای دلم که سرودم!
بداهه
دسخط ...سین...... الف
سها نوشت
از آینه چون می گذرم عکس تو بینم
ای من چه شدی ؟ خویش کجا رفته ببینم !؟
آیینه شکست معنیش انگار همین بود
از پاسخ آیینه به خود غرق یقین�
بداهه
دسخط ... سین ... الف
سها نوشت
سر سجاده شعریم و پُر از یاد شما
آه یک دَم نرود فکر من،،... از دست شما!
کاش می شد که بگویی تو تمنای دعا
تا کنم طبع خودم را همگی وقف شما
بداهه
دسخط سین.... الف
من غرق ِ در گناهم کی میرسی به دادم!؟
حُر زمانه ام کن، محتاج یک ندایم
اللهم عجل لولیک الفرج
بداهه
دسخط.... سین....الف
سها نوشت
از تب عاشق مگو معشوق حالش بدتر است
از غم یوسف کجا دارد زلیخا هان خبر!؟؟
بداهه
دسخط..سین... الف
سها نوشت
در درد دلم از تو نگفتم به کسی من گله ها را
باشد که روایت بکنم از تو فقط خاطره ها را
بداهه
دسخط.... سین... الف
سها نوشت
سکوتم رو به پایان است، چرا که رو به آغازی
چرا فریاد شادی نه!؟ تو خود، یک فوق اعجازی.
بداهه
دسخط ... سین..... الف