دلم چون ماهی سرخ و جهان هم تنگی از غمهاست
فقط روزی که جان دادم برایم زندگی دریاست
دسخط
سین الف
@sahmadi69 · ۵۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۴ رأی)
دلم چون ماهی سرخ و جهان هم تنگی از غمهاست
فقط روزی که جان دادم برایم زندگی دریاست
دسخط
سین الف
سها نوشت
اگر عاشق شوی ،
از یار خود هرگز نمی رنجی
که گر کودک زَنَد چنگی به صورت ،
باز شیرین است
دسخط
سین الف
سها نوشت
هر شب برایم بی تو یلداست
در سینه ام طوفان و سرماست
همچون انار سرخ و دلخون
تا تو نیایی فصل غمها ست
اللهم عجل لولیک الفرج
سها نوشت
رفتی و هوای عشق بارانی شد
از اشک چه صورتم چراغانی شد !
رفتی و دلم بپای تو زانو زد
بی رحم تر از تو ، زخم پنهانی شد
دسخط
سین الف
سها نوشت
چو در بَرَم نهادمَت
به سینه می فشارمَت
تمامِ عاشقانه ام ،
خوشا به من که دارمَت
دسخط
بانو سها
سها نوشت
منو تب عشق و ، یه درد طولانی
تو و ندیدن عشقی که خوب میدانی!
منو شکستن بغض و یه حال طوفانی
تو و، من ِ جان خسته از دَرَت که میرانی!
دسخط
بانو سها
سها نوشت
تو باد بودی و از من گذشتی به ، سادگی
من ابر بودم ، و سیلاب بعد از تو پا گرفت
دسخط
بانو سها
مجنون ترین لیلی منم
شیرین ترین فرهاد ، تو
دسخط
بانو سها
سها نوشت
روزی که گفتی برای همیشه میروم یکشنبه بود
و من از دوشنبه دلتنگی هایم جوانه زد
نفس هایم نبرد با زندگانی را از سه شنبه آغاز کردند
در چهار شنبه آنقدر بی تویی کشیدم تا بی من شدی
و پنج شنبه روزی بود که تو با یک دسته گل به دیدنم آمدی و گفتی
کاش نمی رفتی !
راستی من اول رفتم یا او؟!
دسخط
بانو سها
سها نوشت
برای رفع دلتنگی های دلم
چه دارویی بهتر از
قرص صورت ماهت !
دسخط
بانو سها
سها نوشت
تو باد بودی و از من گذشتی به ، سادگی
من ابر بودم ، و سیلاب بعد از تو پا گرفت
دسخط
بانو سها
سها نوشت
بهانه ی غزل تویی به شعر سر نمیزنی ؟
به صرف چای دعوتی به کافه سر نمیزنی
حواس دیده و دلی کشیده سمت روی تو
به سمت عاشقانه ها چرا تو پر نمی زنی؟
ذسخط
بانو سها
سها نوشت
شب و روزم شده بی تابی و در دل آهی
تو خودت از غم دلتنگی من آگاهی
به خیالم تو خیانت نکن و در خوابم
سر بزن پیش دلم ، روز ، شبی یا گاهی
دسخط
بانو سها
سها نوشت
نقاش بکِش ایندفعه ، بی رحمی را
نقاشی ِ قلبی که شده ، زخمی را
شاید که جهان خون دلم چون بیند
یکبار کند تجربه ، دل رحمی را
دسخط
بانو سها
سها نوشت
یا خنده هایت را دلم تفسیر کرده
یا که گلیویم پیش چشمت گیر کرده
در هر شرایط حال من جامانده در تو
عشقت زده آتش، مرا تسخیر کرده
دسخط
بانو سها
سها نوشت
تو بیا با من دلسوخته
دلسرد مباش . . . !
دسخط
سها احمدی
سها نوشت
امشب دل من باز برای تو تپیده
از دیده ی من بار دگر خواب رمیده
تا صبح سرودم به رهت شعر وقصیده
باز از تو خبر هیچ ، فقط اشک دمیده
دسخط
سین ... الف
B سها نوشت
خودت که حال دلم را فصیح میدانی
گَهی گرفته و ابری گهی که بارانی
به قطره قطره ی اشکم قسم دلم تنگ است
رسان مرا به ضریحت شه خراسانی
دسخط
سین.... الف
سها نوشت
ببین که حس حسادت جوانه زد در من
مقصرش تو خودت بوده ای خدای من
ز بس که خودت خوب آفریده ای او را
دلم برای خودش خواهدش فقط او را
دسخط
سین... الف
سها نوشت
طواف می کنم تو را ، بوسه دهم لب تو را
با دل من چه کرده ای؟ ضریح و کعبه ام شدی
دسخط
سین... الف