سها نوشت
بیتاب ِ حضورت شدم و تشنه ی دیدار
پس کی شود آن روی چو ماه تو پدیدار ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
دسخط
سین... الف
@sahmadi69 · ۵۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۴ رأی)
سها نوشت
بیتاب ِ حضورت شدم و تشنه ی دیدار
پس کی شود آن روی چو ماه تو پدیدار ؟
اللهم عجل لولیک الفرج
دسخط
سین... الف
سها نوشت
هر چند پُر از عیب و گنه باشد دل
یک گوشه ی چشمی به شما دارد دل
آقا برسان مرا به شش گوشه ی خود
شاید بشود ز دیدنت حُر این دل
اللهم ارزقنا
دسخط
سین... الف
سها نوشت
چادر به من و عبا به تو می آید
این حجب و حیا به هر دو مان می آید
عاشق شده ایم و عشق در خدمت ماست
عاشق شده ایم و این به ما می آید
دسخط
سین... الف
سها نوشت
الله�
عجل
لولیک
الفرج . . .
یک نفر اینجا هوایت کرده است
از ته قلبش صدایت کرده است.
دسخط
سین ... الف
سها نوشت
بازهم فکر تو در جان و تن�
بازهم موسم عاشق شدن�
بازهم میل ِ تو در وقت نبود
بازهم یاد تو هنگام سجود
دسخط
سین الف
سها نوشت
دُردانه ی من دلت به رویم وا کن
از عشق ِ خودت کمی به من نجوا کن
قربان حیای تو ، ولی عاشق ِ من
جانم به لبی و بوسه ای شیدا کن !
دسخط
سین... الف
سها نوشت عاشقانه ها
باشد که برای عشق مَظهَر باشیم
از دوری هم همیشه پر پر باشیم !
باشد که به پای هم مبارک باشیم
از لیلی و مجنون قدمی سر باشیم
دسخط
سین... الف !
سها نوشت
چندیست در آیینه تو را می بینم
انگار که منم تو دلتنگ تری !
دسخط
سین ... الف
سها نوشت
عمامه مشکی ات سِتِ چادر من
از عطر عبایت پر عشق خانه ی من
از بس که دعا برای تو کردم من
تسبیح تو شد عاشق سجاده ی من
دسخط
سین... الف
سها نوشت
کاش می شد که به چشمان تو عادت بکن�
در کنارت بنشینم و مِن و مِن نکن�
کاش میشد به دلت دست درازی بکن�
تا در آیینه دگر جای تو صحبت نکنم !
دسخط
سین.... الف
آخی چقدر خجالتی !
سها نوشت
چرا فال ِ حافظ برایم زدی؟
چرا نیت ِ او به نامم زدی!؟
کجا یوسفم سوی کنعان رسد؟!
چرا آتشَش باز بر دل زدی؟!
دسخط
سین ... الف
سها نوشت
دلتنگی من را همه ی شهر شنیده
از قصه ام آیا به تو چیزی نرسیده!؟
رسوای نگاه همه گَشتَم که بیایی
از آنهمه تو یک نَفَسَت هم ندمیده!
دسخط
سین ... الف
سها نوشت
تا روی تو دیدم نِگَهَم زیبا شد
در جان و دلم ضیافتی برپا شد !
چون ماه که در شبِ سیاهی باشد
تصویر تو در قاب ِ دل ِ من جا شد !
دسخط
سین ...الف
سها نوشت
چه سخن که مانده در دل به تو هم نبایدش گفت !
که هر آنچه بود و باید ز قنوتم او شنیده
دسخط
سین ...الف
سها نوشت
عاشق شدنم به قیمت جانم شد
کافر به همه و عشقت ایمانم شد !
از عالم و آدم ببُریدَم دل من
دلتنگی و تنهایی و غم یارم شد !
دسخط
سین ...الف
سها نوشت
تو را تا از درون احساس کرد�
برایت نذر عِطر یاس کرد�
هوا عاشق شد و من در تبس�
تو را از آسمان آغاز کردم
دسخط
سین ...الف
سها نوشت
دلم را عطر گیسویت صدا کرد
و ایمان مرا بی پرده تا کرد !
اذان عشق را گفتی و قلبم
به سمت روی تو سجاده وا کرد
دسخط
سین... الف
سها نوشت
غیر عشقت هر چه بود آن را به دار آویختم
تا مگر پیدا شود در خلوتم نامی ز تو!
دسخط
سین... الف
سها نوشت
دلم گرفته از دلم که دل به تو نداده است
تمام خواهشم شدی ولی کنون که رفته ای !
دسخط
سین... الف
سها نوشت
تو را من بی نهایت می پرست�
برایت تا قیامت شاکر هستم!
تو را عاشق شدم مصرع به مصرع
تو همچون یک غزل، من واژه هست�
دسخط
سین ...الف