ص

صبا سادات

@صبا بانو · ۱۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۰ سال پیش
جوک

پسرمو داداشم(پسرم علی ۵ سالشه .داداشم رضا۷ سالش)
داشتن با هم بازی میکردن
علی:من ببر بنگال�
رضا: نه من شیرم توام ی حیوونی شو ک من بتونم بخورمت
علی:نههههه من میخوام ببر باش�
رضا: خب باشه تو ببر باش ابجی نعیمه هم میمونه بریم اونو بخوری�
علی: نه مامانم گاو باشه
رضا: نه ابجی میمونه
علی: نه مامانم گاوه
رضا: میمووووونه
علی: نهههه نگاش کن ببین گاوه
رضا: اصلا بریم از خودش بپرسی�
ابجی نعیمه تو گاوی یا میمون؟
واسه این حیوونا استدلالم داشتنا منتهی اونو دیگه خود سانسوری کردم

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

من به خانواده گفتم حداقل تو جمع منو صبا صدا کنید
قصدمم اینکه کم کم هم خودشون هم بقیه عادت کنن
حالا یا خواهرم و داداشم (۶ سالشه) رفتم بیرون
خواهرم تو ی مغازه گفت صبا بیا اینجا
این داداش من دست گرفت نعییییییم مگه اسم تو اجی نعیمه نیست؟ پس چرا رزا بهت گفت صبا؟
اروم گفتم بعدا توضیح میدم ولی مگه ول میکرد
هی میگفت بابا اسم تو رو گذاشته نعیمه اقا دروغ میگه اسمش نعیمس
تو ماشین سرشو از شیشه کرده بود بیرون هر کی از بغلمون رد میشد داد میزد این اسمش نعیمس دروغ میگه صباااااااااس
بعد هی بهشون بگین طفل معصوم!!!!!!!

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

اندر احوالات منو شوهر جان
همیشه من از پارچ اب میخورمو اون جیغ میزنه
بااااا لیوان
همیشه من ی ساعت دم در متنظر وای میستمو میگم دییییییررر شد بیا دیگه
همیشه اون موهاشو سشوار میکشه تافت میزنه من ولش میکنم خودش خشک شه
تازه دست بزنم دار�
کسی خواهرمو نمیخواد؟

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از افتخاراتم اینکه گواهی ناممو همون بار اول قبول شد�
و تو اون روز تنها کسی که بین دخترا و پسرا قبول شد من بود�
حالا این که لایک داره به کنار
خواهرم با این که دست فرمونش بیسته هر وقت میخواد پارک کنه از عمد کجو کوله پارک میکنه میگه اینجوری دخترونس کلاس داره چیه مثل پسرا صاف گوشه پار میکنی!!!!!!!!!!!!!!
چیزیش نیست زیادی روشن فکره

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

با خواهرم نشسته بودیم داشتیم حرف میزدی�
مامانم از تو اشپز خونه: نعیمه بیا یونجه بخور خودم برات چیدم تازس
گفتم ممنون خودم میام بر میدار�
ی چند دیقه گذشت دوباره مامانم گفت: نعیمه بیا این استخونارو پاک کن تا از دستت نرفته
بهش میگم مامان چرا انقد به من لطف داری؟
میگه بی چشمو رویی دیگه بده به فکرتم اینارو جلو گاو میزاشتم حداقل ۲ کیلو شیر بهم میداد
همش از سر علاقس میدونم

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

میخوام بخش دیگه ای از زندگیه گوهربارمو تعریف کن�
خیلی سال پیش وقتی طفلی ۱۰ الی۱۱ ساله بودم ی شب خواب بد دید�
بعد رفتم پیش بابام گفتم باااااابااااااا بغلم میکنی؟
بابام ی دفه پاشد نشست هی با خودش حرف میزد
منم دیدم بغلم نمیکنه برگشتم رفتم سرجا�
حالا فرداش بابام داشت به مامانم میگفت: دیشب باور کن ازرائیل اومد به خوابم گفت بغلم کن بریم داشتم تو همون خواب سکته میکردم انقد وهشتناک بود موهاا فرر بعد ی لباس بلند سفید تنش بود تو قدای همین نعیمه منم سریع اشهدمو ک خوندم دیدم خودش رفت
بابای عالم غیب بینه دار�

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

مامانمو بابام ی سال تموم منو شوهر بنده خدامو کشتن که بچه بیارید نسل داره پیر میشه و از این حرفا
حالا بعد اندی زنگ زدم به مامانم میگم رعنا جون مامبزرگ شدی
میگه خاااااک تو سرت اخر کار دست خودت دادی؟ گفته باشم اینجارو مهد کودک نمیکنیا منم بچه نگه نمیدارم
بعدم با بابام نشستن تصویر سازی کردن که بچه من تا چه حد میتونه زشت باشه!!!!!!!!
فک فامیله داریم؟

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

یادش بخیر خیلی سال پیش وقتی راهنمایی بود�
با یکی از دوستام نشسته بودیم رو نیمکت
این دخترام ک دیدین لوووووووس همه کلاس یا با هم دعوا داشتن یا با هم قهر بودن
منو دوستم گفتیم ی وقت زشت نباشه ما تا حالا با هم دعوا نکردیم!
این شد که استین همتو بالا زدیمو رفتیم وسط کلاس
من داد زدم طلاااااق میخوا�
اونم گفت غلط کردی مگه خونه باباته؟
و به این ترتیب ی دعوای مفصل با هم کردی�
این روند ادامه داشت تا اینکه یک روز:
داشتیم جلو دفتر دعوا میکردیم من میگفتم مهرمو کامل میخوا�
اونم میگفت بشین بچتو بزرگ کن ضعیفه
ک یک دفعه ناظممون از پشت زد رو شونمو گفت:
نعیمه طلاق میخوای؟ خودم برات میگیرم تو فقط اروم باش
حالا دوستم :چی چی طلاقتو میگیرم زنمه عشقمه حقمه
ناظممون: طلاقشو میدی یا انظباط امسالتو صفر بد�
اینشد که از هم جدا شدی�
فقط حیف اون موقع نتو این چیزا نبود براتون پست عاشقانه و دلتنگی بزارم

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز برامون مهمون اومده بود
بعد اینا داشتن از لختی موهاشون شکایت میکردن!!!(خوشی زده بود زیر دلشون)
بعد مامانم گفت: بابا موهاتون به این خوبی مال نعیمه ما خوبه؟؟ مثل امضای رئیس بانک مرکزی میمونه! :(
حالا من کار به تخریب شخصیت مامانم ندار�
اومدم بگم اگه کسی میخواد اختلاسی کنه. وام ملیاردی بگیره در بره
صرفا برای رضای خدا این دم عیدی من ۱۰ درصد میگیرم ی تار مومو میدم از روش جعل کنه

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

من داداشمو پسرم ۲سال اختلاف سن دارن
(پسرم ۴ سالشه داداشم ۶ سال)
بعد اینا عین بچه پلنگا با هم بازی میکنن
حالا مکالماتشون:
علی: ماااااامااااان نعنا (رعنا مامانمو مامبزرگشو میگه) دایی منو میزنه
رضا: دروغ میگه علی چوغوله
علی:نه خیرم من علی�
رضا: نه چوغولی اصلا مگه خودتون خونه ندارید همش خونه مایین؟ برین خونتون
علی: دایی دلم برات تنگ میشه من دوست دارم اما همش اذیتم میکنی
رضا: خب اجی نعیمه شما برید خونتون علیو بزارید باشه فردا بیاید دنبالش!!!!!!!!!!
و دوباره نیم ساعت بعد همین ماجرا تکرار میشه

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

چند وقت پیش مامانم از جلسه برگشت و خطاب به من گفت: وااااااایییی نعیمه نبودی اونجا ی بچه بود کپ بچگیای خودت تپلی مو فرفری قیافه تخس
ادم دوست داشت بگیرتش ی فس بزنتش انقد خوردنی بود
به مادر جان میگم: حالا چرا میخوای بزنیش بچرو
میگه اخه نمیدونی چقد شبیه تو بود که یاد بچگیات افتادم!!!!!!!!
اینا به همزادای منم رحم نمیکنن

پ
پشمینه موی نرم خو ۱۱ سال پیش
جوک

چند وقت پیش وقتی همه نوه های مامان بزرگم جمع شده بودن
خالم بلند گفت: بچه هااااااا بشینید میخوام ی فیلم براتون پخش کن�
مام سیبیل ب روسری نشسته بودیم ک ناگهان یکی از مخوف ترین فیلم های زندگیم شروع شد
فیلم مال ۱۰ سال پیش بود ک خونه خالم مهمونی بود
واااای از قیافه ها من ک عوض پشمینه مو باید میگفتم سلطان سیبیل
جالب بود ک همه فقط قیافه خودشون ضایع تر به نظر میومد
در این گیرو دار خواهر جان من با کلی غرور گفت:اااااااا من ک تو این فیلم نیستم من تو اتاق خوابم هر چند همون موقع هاشم خوش تیپ بود�
در همین لحظه دوربین ب سمت اتاق خواب رفت و رزا در حالی ک مثل سوسک دمپایی خورده چسبیده بود ب زمین نشون داد با موهای فرررررررررر چشمای پف کرده وصورت جوش جوشی
قیافه نوه ها :o
قیافه رزا :((((((((((((((
و خالم ک انگار کاپ قهرمانی گرفته :D